قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

این گوهری که گم شده ....
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

ما از خدای گم شده ایم او به جستجوست

چون ما نیازمند و گرفتار ارزوست

گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش

گاهی درون سینه مرغان به های هوست

.............

در خاکدان ما گهر زندگی گم است

این گوهری که گم شده ماییم یا که اوست؟؟؟!!!

الهی! "حول حالنا "...حالمان را دگرگون ساز!

خدایا! مقدمه هر اصلاحی تغییر وضع موجود است. تو بهتر از خود ما می دانی که حال ما چقدر محتاج تغییر است....

خدایا! بسته دنیا گشته ایم و چرب و شیرین آن در دهانمان مزه کرده است! فراموشمان شده است که آمده بودیم برای رفتن و نه برای ماندن!

پروردگارا! زنگار شهوت و غضب آیینه جانمان را کدر نموده...آنچنان که تو را به سختی می بینیم! دلمان را از هرچه زنگار است بزدا!

این گوهری که گم شده است، خود تویی! خودت را برای ما پیدا کن!

اللهم عجل لولیک الفرج!