قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

مرجعيت شيعه (جوابیه)
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

قبل التحرير:

مدتي بود كه جوابيه ننوشته بودم. لذتي كه در نوشتن جوابيه هست به مراتب از لذت غيبت و گناهان مشابه بيشتر است. خوشبختانه "خانم آيينه" در وبلاگشان مطلبي نگاشته بودند كه نياز به نوشتن جواب داشت فلذا مايه مسرت گرديد. حال كه مستجاب الدعوه شده ايم بسي چيز از خدا خواهيم خواست. 

نويسنده وبلاگ آيينه من كه در اين نوشته خانم آيينه خطاب مي شوند، در پست اخيرشان با نام فتاواي گره گشا به اتفاقات رخداده در محل كارشان و همچنين وضعيت حجاج اشاره نموده اند و خواستار دخالت مرجعيت و صدور فتوا در اين موارد و موارد مشابه گشته اند. از آنجا كه اشتهار به تحريف و تفسير به راي نگاشته هاي ديگران دارم، ابتدا قسمتهايي از پست اخير ايشان را برايتان نقل مي نمايم:

نگارنده به رسومي كه اخيرا در خصوص سفرهاي حج به حاجي و اقوام و خويشانش تحميل مي گردد(مانند كادو دادن و سوغاتي گرفتن) اشاره نموده اند و در پايان مطلب نوشته اند:

"اي كاش مي شد يه روزي مرجع تقليد بشم .اون موقع  فتوا مي دادم كه اولا آوردن هرگونه سوغاتي از سفر حج حرام است مگر مهر و تسبيح ، آن هم به حرمت خاك مقدسش . و ثانيا هديه دادن  به حاجي را مكروه موكد اعلام مي كردم . خيلي چيزها تو جامعه با همين فتواهاي ساده حل مي شه .فتواهايي كه نه تنها كار مردم رو سخت نمي كنه بلكه آسون هم مي كنه و مسلما راحت در جامعه پذيرفته مي شه ."

در اين مورد بايد نكات ذيل را به اطلاع ايشان و خوانندگان وبلاگشان و خوانندگان وبلاگم و عموم ملت هميشه در صحنه برسانم:

1-     راز ماندگاري مرجعيت تقليد و اصل پوياي اجتهاد در جامعه شيعه، عدم ورود مرجعيت به مصاديق و امور شخصي آحاد جامعه بوده است. مقايسه بفرماييد كه اگر مرجعيت به مثابه سازمانها و نهادهاي دولتي مان، هر روز دستورالعملي در خصوص امور روزمره مردم صادر مي نمود كه اين را بخريد و آنرا نخريد و قس علي هذا...آيا امروز جايگاهي بهتر از جايگاه همان سازمانها و نهادها در ذهن مردم داشت؟

2-     هنر مرجعيت شيعه اين است كه اصول را مشخص مي سازد و تشخيص مصداق هر حكم و نحوه اجراي فتواي مذكور را به خود مقلد وا مي گذارد. در غير اينصورت تقليد مفهوم سطحي و زننده اي مي يافت. مرجع راه كلي را مي نماياند ولي نه به اين مفهوم كه در تك تك اعمال شخصي آدمها را اعمال نظر نمايد.

3-     اگر مراجع در خصوص روزمرگيهاي مردم و مواردي مانند آنچه خانم آيينه گفته اند دخالت مي نمودند، چون دايره دين تنگ مي شد، لاجرم عده اي بيرون مي ماندند و اين بر خلاف اصل تساهل و تسامح اسلام است. كار مورد نظر خانم آيينه كاري است كه كليسا در غرب در قرون وسطي نمود و شد آنچه نبايد مي شد. بس كه كليسا به مردم گفت كه اينكار را بكنيد و اينكار را نكنيد، دست آخر مردم گفتند: "بيله ديگ...بيله چغندر" ما اصلا نه دين مي خواهيم نه كليسا و نه پاپ.  و مقام روحاني مسيحي به انجام مراسم ازدواج و خاكسپاري تنزل يافت.

4-     مواردي كه در خصوص عدم خريد سوغاتي در حج فرموده اند كاملا صحيح است. خارج كردن ارز مملكت، رونق بازار چين و هند و مالزي و تايوان و سنگاپور قطعا كار پسنديده اي نيست. ولي چه كسي به حاجي ما به زبان خودش توضيح داده كه اين كارت اشتباه است و به اشتغال جوان خودت ضربه مي زند؟ مگر نه اينكه هربار خواسته ايم اينها را بگوييم يك مشت عدد و رقم نشانشان داده ايم كه هيچكدام سر در نياورده اند؟

5-      جان كلام اين كه در اين موارد مشكلات فرهنگي وجود دارد. مشابه همين "جاهليت مدرن"  در ازدواج و مرگ و مير و تولد نوزاد و بسياري موارد ديگر زندگي نيز موجود است. آيا در اين خصوص هم بايد فتوا صادر نمود؟ خير! راه حل افزايش آگاهي و سطح شعور مردم است.

6-     نقل است كه حضرت آيت الله بروجردي در زمان حيات، فتواي حرمت مراسم تعزيه را داده بودند. بسياري از تعزيه خوانان كه نظر ايشان را بر نمي تافتند تعزيه مي خوانده اند و مي گفته اند: ما اين يكروز را مقلد آقا نيستيم! مشابه اين موضوع در مورد قمه زني و ... هم وجود داشته است. اما امروز فتواي حرمت قمه بسيار مورد استقبال واقع مي شود و اين نشان از رشد فرهنگي مردم دارد.

7-     بسياري از فتاواي فعلي بر زمين مانده اند، چه برسد به فتواي حرام بودن خريد سوغات. بگويم از فتواهايي كه هيچ كس دوست ندارد رعايتشان كند؟ از فتواي مجاز بوده نپوشاندن صورت فقط به شرط آرايش نكردن؟ از فتواي خمس..از زكات و ...

8-     همين حالا نيز بسياري از علما به فرموده شما توصيه نموده اند ولي كو گوش شنوا؟...

بعدالتحرير:

1-     به زودي در خصوص مسخره بازي اخير پرشين بلاگ و بلاگفا و ساير سرويس دهنده هاي وبلاگ مطلبي خواهم نوشت.

۲- دو سه ماه بود جوابیه ننوشته بودم. بسی لذت بردم.

۳-     موفق به نوشتن كامنت در وبلاگ دوستان نمي شوم. اشكال از سيستم من است يا سرويسهاي بلاگر بي خبرم. ولي وبلاگ همه دوستان را مرتب مي خوانم.

۴-     التماس دعاي ويژه ماه رمضان (معروف به دعاي خفن!)