قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

نامه سرگشاده به محضر آیت الله خوشوقت (در خصوص زلزله تهران)
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضور محترم عارف بزرگوار و استاد اخلاق گرامی

حضرت آیت الله خوشوقت (مد ظله العالی)

 

با سلام و آرزوی سلامتی برای وجود نازنین حضرت عالی!

 

آن چه مرا بر آن داشت تا دست به قلم برم و مزاحم وقت گرانبهای شما گردم، قولی بود که در خصوص وقوع زلزله در تهران از جنابعالی نقل گردیده است. یکی دوهفته است که بحث زلزله تهران مطرح گردیده است. رییس جمهوری محترم از آن سخن گفتند و ادعا نمودند که یکی از علمای بزرگوار تهران، از ایشان خواسته اند تا مردم را به ترک گناه دعوت نمایند که در غیر این صورت زلزله ای مهیب در انتظار تهرانیان است.

پس از گفته های ایشان، افراد بسیاری در خصوص این موضوع سخن گفتند. از جمله در تاریخ 27 فروردین ماه، حجه الاسلام صدیقی در خطبه های نماز جمعه مجددا موضوع را مطرح نموده و ضمن ارشاد بانوان به رعایت حجاب، زلزله ای غیر قابل جمع کردن (عبارت ایشان) را  در صورت عدم رعایت در انتظار تهران دانستند.

در این حین، سایتهای خبری به صورت گسترده ادعا نمودند که عالم مدنظر ، شما می باشید. پس از شنیدن متواتر این خبر (که البته در این فضای غبارآلود نمی توان تواتر را دلیل بر صحت دانست) بر آن شدم تا نامه ای خطاب به شما قلمی نمایم.

 

حضرت آیت الله!

بیش از 10 سال است که شبهای قدر در مسجد امام حسن مجتبی (ع) با شما قرآن سر گرفته ام، به دعاهای شما آمین گفته ام و به نفس گرم شما اعتقاد زیادی داشته ام (و دارم.)  اصلا همین ارادت و اعتقاد من به شماست که به خود اجازه می دهم شما را خطاب قرار دهم.

 

استاد بزرگوار!

آنچه من در مکتب اسلام آموخته ام این است که حوادث طبیعی، ناشی از قوانینی است که خدواند در طبیعت قرار داده است. چنانکه وقتی در روز خاکسپاری فرزند پیامبر اسلام (ص)، خورشید دچار گرفتگی (کسوف) شد و مردم این واقعه را واکنش طبیعت به تالم رسول الله (ص) دانستند، ایشان برآشفته و این وقایع را ناشی از قوانین طبیعی دانستند.

البته در همین مکتب آموخته ام که این حوادث به عنوان عذابهای الهی در خصوص اقوام سرکش و عصیان گر نیز – چنان که در قرآن و کتب آسمانی نیز آمده است- مطرح بوده اند (و هستند). آموخته ام که آن چه بر قوم عاد و ثمود گذشت و آن چه بر بنی اسرائیل رفت ناشی از عملکرد گناه آلود ایشان و عذاب خداوند بوده است.

 

حضرت استاد!

در خصوص زلزله تهران نیز یقینا یکی از این 2وضعیت محتمل است. احتمال اول این که از نظر طبیعی و قوانین زمین شناختی، زلزله ای در انتظار تهران است و احتمال دوم این که  گناهان مردم موجب زلزله و یا لااقل جلوافتادن و افزایش شدت آن گردیده است.

در فرض اول که اتفاقا مبتنی بر دیدگاه های علمی نیز هست، چون مطابق روال تاریخی هر 100 سال زلزله ای در تهران اتفاق افتاده است و اکنون بیش از صدسال از آخرین آنها می گذرد، احتمال زیادی دارد که زلزله ای تهران را بلرزاند و چون تهران روی گسلهای بزرگی (مانند گسل نیاوران و گسل ری و ...) واقع شده است، لاجرم این زلزله شدت زیادی خواهد داشت و بدیهی است که چون شهر بی حساب و کتاب گسترش یافته و مدیریت شهری نیز معنای چندانی در آن ندارد، ابعاد بسیار وسیعی در پی خواهد داشت.

در این نامه در خصوص این فرض بحثی ندارم. موضوعی است علمی، در حوزه علم ژئوفیزیک که نه من در آن تخصص چندانی دارم و نه جنابعالی. اگر این اتفاق رخ دهد، آن چه مایه تاسف است ناتوانی مسوولین بوده است در مهار این بلای طبیعی. حداقل 30 سال فرصت بود که از دست رفت. لابد دیده اید و یا از اطرافیان شنیده اید که زلزله های مهیب تر در ژاپن و مانند آن، تلفات بسیار جزیی و کم اهمیتی به جا می گذارند. بدیهی است که در کشور ما، چون "تدبیر" را تعطیل کرده ایم، تلفات وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود. به هر حال در فرض اول چیزی بر مردم نیست و اگر کسی مقصر باشد، مسوولین بی کفایت بوده اند و لاغیر!

 

حضرت آیت الله!

در فرض دوم که گناهان موجب تعجیل در زلزله و یا شدت آن است، من نیز با حضرت عالی موافقم که باید همه را به ترک گناه دعوت نمود. اما به راستی کدام گناهان موجب این عذاب الیم بوده است؟!

آیا واقعا بی حجابی و آرایش زنان، بزرگترین گناهان این قوم خطاکار بوده است؟ تا آنجا که من از این مکتب انسان ساز آموخته ام، اگرچه بی حجابی و بدحجابی در نوع خود گناه است، اما گناهانی به مراتب عظیم تر و با اثراتی ویران کننده تر در جامعه ما در جریان است، که اتفاقا همیشه هم پشت گناهانی مانند بی حجابی وشرابخواری و زناکاری و ... پنهان شده اند!

 

حضرت آیت الله خوشوقت!

نمی دانم با من موافق هستید یا خیر که اتلاف عمر (تجدیدناپذیر ترین موهبت خدا به انسان)، انحراف استعدادها و به ذلت کشانیدن مردم گناهانی بزرگتر و با اهمیت تر است. نمی دانم درست می گویم یا نه ولی گمان می برم عملکرد بعضی مسوولین که موجب بدگمانی بعضی از مردم به دین و دستورات الهی گشته است، گناهی عظیم تر از بدحجابی است. آیا واقعا خراشیدن چهره اسلام عزیز و نوشتن نادانی و ناتوانی خویش به پای دین، گناه عظیمی نیست؟! اجرای ناقص قوانین و بی توجهی به روح قوانین مترقی اسلام و تبدیل دین به پوستین وارونه گناه کبیره نیست؟

 

استاد عزیز!

ترویج ربا در قالبهای به ظاهر اسلامی، تحمیل قراردادهای ربوی به خلق الله، هدر دادن سرمایه های خداداد (انفال) این مرز و بوم، بی عدالتی های دستگاه قضایی و سو مدیریت های شدید فرهنگی از بی حجابی کوچک ترند؟! مگر نه این است که اصلا بی حجابی خود معلول همین سوء مدیریت ها بوده است؟

 

بزرگوارا!

چنین می اندیشم که تحقیر جوانان، باند بازی ها و روابط فامیلی و قبیله ای، و هر آنچه موجب ناکارآمدی حکومت و بدبینی مردم به اسلام و نظام گردیده است نیز از بی حجابی و مانند آن بزرگ تر است.

 

آیت اللها !

اگر این نقل قول ها در خصوص توصیه مردم به رعایت حجاب و گناهانی از این دست از سوی جنابعالی صحت داشته است، و اگر حرفهای این کمترین شاگرد خویش را صحیح می دانید، لطفا دستور فرمایید که در منابر و مجالس، گناهان کبیره امروزی به خصوص سو مدیریت و بی تدبیری و بی لیاقتی حضرات مسوولین گوشزد گردد.

 

و الامر الیکم !

کمترین بنده روسیاه خدا

امیرعلی

 حضرت آیت الله خوشوقت

 

بعد التحریر:

1- باز هم تاکید می کنم که افتخارم بوسیدن دست ایشان و حضور پای منبر ایشان بوده و هست و انشالله خواهد بود! از این نامه که نامه شاگرد تنبل کلاس به استاد بزرگواری است، کسی حق برداشت سوء و اسائه ادب به این عارف بزرگوار ندارد!

 

2- می دانم و می فهمم که زنا و شرابخواری و بدحجابی و دزدی و ربا و .... گناهان بزرگی است و مستوجب عذابهای وحش آور! تمام حرف من این است که توپ فقط در زمین عوام الناس و افراد پایین چشمه نیست! باید یقه آن ها که سالها است آب را از سرچشمه گل می کنند و با سو مدیریت خویش، هزاران هزار نفر را دزد و رباخوار و زناکار و شرابخوار کرده اند گرفت!

 

3- حالم از این مسخره بازی های احمدی نژاد - موسوی و مانند آن به هم می خورد. منظورم هر کسی است که بدون لیاقت جایی نشسته که جایش نیست! چه دیروز، چه امروز و چه فردا !

 

4- مطلب من با این که باید گناه نکرد و پاکدامن بود و به اصطلاح دینی "ورع" داشت هیچ منافاتی ندارد. مجوز گناه و بی حجابی و گناهان دیگر نیست! فردای قیامت هر کسی باید پاسخگوی اعمالش باشد! حرفم این است که آنها که موجب گمراهی دیگرانند، باید پاسخ گوی گمراهی آنها هم باشند! "مغضوب علیهم" ، موجب بدبختی "ضالین" هستند و عذاب مضاعفی می کشند! بدیهی است که این موجب تبرئه ضالین نیست!

 

 و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

 


 
آهای بدکار! جدا شو از مومنین!
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

پیشتر خوابهای زیادی می دیدم. نزدیک به "رویای صادقه"، معمولا واضح و زود تعبیر. گاهی آن قدر عجیب که باورش هنوز هم برای خودم سخت است. به خصوص وقتی نیاز به راهنمایی داشتم، معمولا به شکل عجیبی –واضح یا مبهم- راهنمایی می شدم.نمونه ها بسیارند ....

هرچه به جوانی نزدیکتر شدم، از کیفیت و کمیت این خوابها کاسته شد.دلیلش را از خیلی ها پیگیر شدم. پیچاندند و جواب ندادند، معمولا می گفتند "خواب حجت نیست!"، "اصلا خواب قابل اعتماد نیست!"،  "فقط خواب معصومین حائز اعتبار است" و ...

خودم اما حدس های دیگری داشتم و دارم، "ورود به عرصه های گناه آلود"، "تعریف رویاها  برای دیگران" و "انباشته شدن شکم از مال حرام" احتمالا اصلی ترین دلایل این خواب ندیدن ها بوده اند.

به هرحال مدتها بود که خبری از این خوابها نبود! اگر هم بود، چیز دندان گیری نبود!

....

تا دیشب!

دیشب دم صبح –نزدیکی های سحر- خوابی دیدم که بی خوابم کرد!

شاید الان هم اگر می نویسم، برای این است که احساس می کنم توان کشیدن این بار را ندارم و می خواهم دیگران را شریک کنم....

دیشب خواب دیدم جای مجهولی هستم و مابین آدم هایی خوش صورت و خوش سیما (و روحانی)... ندای عجیبی را واضح شنیدم که "و امتازوا الیوم ایها المجرمون" .... و دیگر در میان جمع نبودم! همان در خوب فهمیدم که چه خبر است و وحشت سراسر وجودم را گرفت....

.....

صبح به تفسیر آیه و مطالب حواشی آن رجوع کردم، حدسم درست بود! از جمله خواندم که:

 

در سال 1302 هجری قمری، علامه شیخ جعفر شوشتری (ره) که در حوزه ی علمیه نجف اشرف به تدریس شاگردان اشتغال داشت، برای زیارت مرقد امام رضا علیه السلام به ایران آمد. وقتی به شهر ری رسید، جماعتی از علمای بزرگ تهران و بزرگان دولت ناصرالدین شاه با وی دیدار کردند. ناصرالدین شاه نیز با علامه ملاقات و از وی تقاضا کرد برای اقامه ی نماز جماعت به مسجد سپهسالار (مسجد و مدرسه شهید مطهری فعلی) بروند که تازه تأسیس شده بود. شیخ هم این تقاضا را پذیرفت و در آن مسجد، نماز جماعت را برگزار کرد و منبر داشت. گفته اند در نماز جماعت و سخنرانی او نزدیک به چهل هزار نفر شرکت کرده اند.


مرحوم ملا علی خیابانی از مرحوم حاج میرزا اسدالله مجتهد تبریزی نقل می کند که روزی علامه شیخ جعفر شوشتری هنگام موعظه، این آیه را تلاوت کرد:


و امتازوا الیوم ایها المجرمون


در روز قیامت به مجرمان و گناه کاران خطاب می شود: ای مجرمان! از نیکان و مؤمنان جدا شوید.
وقتی این آیه را خواند، کسانی که پای منبر او بودند چنان تحت تأثیر قرار گرفتند و منقلب شدند که بی اختیار فریاد و شیون می کردند و مجلس یک باره به محفل عزا و ناله مبدل شد.

 

هم چنین خواندم که:

خداوند برای بیان سرنوشت دوزخیان و فریب خوردگان شیطان می فرماید: «در روز قیامت با تحقیر به آنان خطاب می شود: "ای گناهکاران امروز جدا شوید!" شما بودید که در دنیا خود را در صفوف مؤمنان جا زدید و گاه به رنگ آنان درمی آمدید و از حیثیت و اعتبارشان استفاده می کردید. امروز صفوف خود را از آنان جدا سازید و با چهره ی اصلی خود ظاهر شوید. این همان تحقق وعده ی الهی است که می فرماید:


أم نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الأرض أم نجعل المتقین کالفجار
آیا کسانی را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، هم چون مفسدان در زمین قرار دهیم؟ ! یا پرهیزگاران را تراز بدکاران؟ !

.....

شما جای من بودید بی خواب نمی شدید! رویا  از این صادق تر؟!!

واقعا هم جز این نبوده است. خود را به رنگ مومنین در آوردم و از حیثیت و اعتبارشان استفاده بردم و مایه ننگشان بوده ام!

....

امیدم فقط به "توبه" است!

 

والذین اذا فعلوا فاحشه أو ظلموا أنفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون.


و آنان که هنگام ارتکاب عمل ناپسند یا آن گاه که به خود ستم می کنند، به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود، طلب آمرزش می کنند و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟ و بر گناه، اصرار نمی ورزند، با این که می دانند....

...

استغفرالله ربی و اتوب الیه!

بعد التحریر:

 

1- دعا کنید برای آمرزشم! دعا کنید مورد رحمت خدا واقع شوم! هر خواننده ای که احتمال می دهد اگر خبر فوت مرا می شنید، می گفت خدا بیامرزدش!، لطفا الان که این پست را خواند، همین جمله را بگوید! خوانندگان ویژه لطفا همراه طلب آمرزش، فاتحه و صلوات هم ضمیمه نمایند!

2- قصد تولد دوباره دارم! کاش خدا بخواهد و رخصت دهد!

3- خیلی چیزها برای نوشتن در ذهن داشتم، از "چاردیواری" و "دارا و ندار"، گرفته تا "هدفمندی یارانه ها" و "فرصت سوزی دولت" و "مجله شمارش معکوس، ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران" و ....! به من حق می دهید که با اتفاقی که افتاده است، نوشتن این خزعبلات را در اولویت ندانم!

۴- راسخون را ببینید!

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و اجعل عواقب امورنا خیرا!