قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

هذا شیعه جعفر
ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

چند شب پیش اتفاقی جمله ای از آقای زائری ، در برنامه "شبهای روشن" شنیدم. از همان لحظه مدام این جمله در گوشم صدا می کند و فکرم را به شدت مشغول کرده است.

ایشان گفتند: امام جعفر صادق به پیروانشان می گیوند: جوری رفتار کنید که همه با دیدن شما بگویند: هذا شیعه جعفر . یعنی این آدم شیعه جعفر است!

از آن شب مدام با خودم کلنجار می روم... چرا من جوری نیستم که کسی با دیدنم بگوید: هذا شیعه ....

منظورم از طرز نماز خواندن و رفتارهای به اصطلاح دینی ام نیست. سلوک و رفتار اجتماعی ام را می گویم. سرراست بخواهم بگویم: از رفتارم با دیگران، از طرز برخوردم، از سخن گفتنم، از رانندگی کردنم، از مهمانی رفتنم، از معامله کردنم، از همه اعمال روزانه و شبانه ام...

خدایا! خودت کاری کن که با دیدن من هم بگویند : هذا شیعه مهدی!  همین...

می دانم توقع زیادی است، اما ...!

اللهم صل علی محمد و آل محمد و اجعل عولقب امورنا خیرا


 
نظر آیت الله مطهری در مورد فردوسی و شاهنامه
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

احتمالا شما هم شنیده اید و خوانده اید. برایتان email شده، یا در سایتهایی مثل بالاترین دیده اید، شاید هم در شبکه های اجتماعی مانند facebook خوانده باشید. تیتر مطلب معمولا این است: "نظر مطهری در مورد شاهنامه" یا "نظر آخوند مطهری در مورد فردوسی" یا حتی محترمانه تر: "آیت الله مطهری و فردوسی"... توی google هم که سرچ کنید: "مطهری شاهنامه" یا "مطهری فردوسی" تا چندین صفحه همین نوشته ذیل را می بینید:

فردوسی مردی زیانکار بود. زنده‌ کردن‌ لغات‌ فارسی‌ باستانی‌، برگشت‌ از تعالیم‌ قرآن‌ است‌. این همه‌ سر و صدا برای‌ عظمت‌ فردوسی‌، و جشنواره‌ و هزاره‌ و ساختن‌ مقبره‌ و دعوت‌ خارجیان‌ از تمام‌ کشورها برای‌ احیاءِ شاهنامه‌، و تجلیل‌ و تکریم‌ از این‌ مرد خاسر زیان‌ بردۀ تهیدست‌ برای‌ چیست‌؟! برای‌ آنست‌ که‌ در برابر لغت‌ قرآن‌ و زبان‌ عرب‌ که‌ زبان‌ اسلام‌ و زبان‌ رسول‌ الله‌ است‌، سی‌سال‌ عمر خود را به‌ عشق‌ دینارهای‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ به‌ باد داده‌ و شاهنامۀ افسانه‌ای‌ را گرد آورده‌ است‌.

از کتاب نورملکوت قرآن - تالیف آیت الله مطهری/ جلد چهارم

اولین بار این email را تقریبا یکسال پیش دیدم. برق از سرم پرید! ساختار نثر و آهنگ نوشته فریاد می زد نوشته شهید مطهری نیست. بیشتر کتابهای ایشان را خوانده بودم ولی تا کنون اسم این کتاب را نشنیده بودم. نور ملکوت قرآن؟!
کار سختی در پیش نبود: یک جست و جوی مختصر و نتیجه:
کتاب نور ملکوت قرآن اصلا نوشته شهید مطهری نیست. این کتاب نوشته شخصی به نام آیت الله طهرانی است که بنده شخصا ایشان را نمی شناسم و با نظراتشان آشنا نیستم. این هم تصویر کتاب:

نظر مطهری در مورد فردوسی

جالب اینکه ذیل این مطلب، خلق الله بدون اینکه مطمئن شوند این کتاب نوشته شهید مطهری است، بدون اینکه تا به حال کتابهای ایشان را خوانده باشند، بدون اینکه اصلا حتی شاهنامه را خوانده باشند، ... شروع می کنند به توهین و بد و بیراه به شهید مطهری. شهید مطهری ای که اگر الان یکی مثلش را داشتیم اینقدر گرفتاری نداشتیم.
تا به حال سعی کردم تا می توانم افراد را از این اشتباه در بیاورم، عکس العملهایی که دیده ام این گونه بوده است:
1- 70% موارد: خب بابا حالا هر چی! بالاخره یه آخوند این حرف رو زده دیگه. حالا مطهری نگفته یکی دیگه. اصلا این آخوندا گند زدند تو ایران. اصلا تو چرا سنگ اینها رو به سینه میزنی؟ هان؟ نکنه تو خودت ....؟!

2- 20% موارد: به ما چه که کی گفته؟ ما فقط فوروارد کردیم. اصلا خودم هم نخوندمش. حالا هم مهم نیست برام.

3- کمتر از 10% موارد: ای وای! حالا چجوری جبران کنم. خب email میزنم به friend list ام و براشون توضیح میدم. خوبه؟!

دیشب که باز این مطلب را توی بالاترین دیدم و فحشهای کاربران را خواندم، تصمیم گرفتم این پست را بگذارم. فکر می کنم حتی اگر یک نفر از طریق این نوشته پی به اشتباهش ببرد، مزدم را گرفته ام.
خدایا! تو شاهد باش که من گفتم!

بعدالتحریر:
مملکتی که مساله اول نسل روشنفکر و مولدش، شوشول فرنود باشد، بهتر از این نمی شود.


 
نفرت
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دارم تبدیل به حجم عظیمی از نفرت میشم!

نفرت از آدمها، مرام ها، اتفاقات و چیزهای جورواجور

نگرانم! نگرانم از ترکیدن این حجم عظیم نفرت و پخش شدن ترکهایش!