قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

اختلاس 3000 میلیارد تومانی (به زبان لری)
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: اختلاس سه هزار میلیاردی ، روش اختلاس ، چه جوری اختلاس

این روزها اینقدر در مورد اختلاس 3000 میلیاردی و اینکه این ماجرا چه جوری اتفاق افتاده است توضیح داده ام که زبانم مو درآورده است. آش را یکی دیگر خورده و سوختگی دهانش مال ما است. البته چنان که افتد و دانی مسوولین بانکی، اقتصادی و قضائی در همین زمینه توضیحات کافی و وافی ارائه نموده اند اما مطابق معمول اینقدر توضیحات تخصصی و با اصطلاحات قلنبه و سلنبه بوده است که برای مردم عادی چندان قابل فهم نبوده است.

اینجوری بود که من شوخی شوخی شدم مفسر غیررسمی ماجرای اختلاس و در جواب سوالاتی مثل "اختلاس چه جوری انجام شده "، "3000میلیارد را از کجا خورده اند" ، "مگه میشه اینقدر پول را از بانک خارج کرد"، "این LC که هی میگن یعنی چی؟" بارها برای دوست و آشنا و فامیل و همکار توضیح داده ام که این پول چه جوری هاپولی شده است. جالب اینکه بیشتر افراد فکر میکنند این پول مثلا از گاو صندوق بانک دزدیده شده و گونی گونی بیرون آمده است.

خلاصه ترجیح دادم این متن را بنویسم و بعد از این همه دوستان را به این متن ارجاع دهم تا مجبور به توضیح مکرر کثافت کاری دیگران نباشم. گویی که اگر کار این افراد را فحشا بدانیم، لابد کار من هم اشاعه فحشا است و من مجرم! یکهو دیدید شوخی شوخی آخر ماجرا من به جرم اختلاس اعدام شدم. (و این قضیه شوخی-شوخی خودش کدی است که اهل فن دانند!)

و اما شرح ما وقع!

راز این اختلاس در LC است. یعنی هرکس بخواهد از ماجرا سر دربیاورد اول باید مفهوم LC را درک کند.

LC یعنی چه؟

LC مخفف Letter of Credit است. یعنی نامه اعتبار یا شسته رفته ترش همان ضمانتنامه. حالا به زبان لری اش یعنی چه؟ یعنی اینکه:

من می خواهم از یک شرکت در ینگه دنیا، جنس بخرم و وارد ایران کنم. معلوم است که این فرآیند چندین ماه و گاه حتی سال طول می کشد. ما باید مذاکره کنیم و بعد فروشنده نمونه بفرستد و من نمونه را ببینم و چانه بزنیم و بعد سر قیمت توافق کنیم و بعد با کشتی جنس ارسال شود  و دست آخر فروشنده پولش را بگیرد.

حالا فرض کنید که آخر این ماجرای چندین ماهه من دبه کنم و پول را ندهم یا بازی در بیاورم. اینجا است که LC و اهمیت و ارزش آن نمایان می شود. فروشنده از من می خواهد که یک ضمانتنامه به او بدهم که برای گرفتن پولش دیگر با من طرف نباشد. یعنی وقتی جنس را تحویل داد، آن بانکی که ضمانتنامه داده، پول فروشنده را می دهد.

مثلا من از انگلیس یک محموله 1  میلیون دلاری خریده ام. بانک صادرات  یک LC یک میلیون دلاری می دهد که شش ماه دیگر که جنس رسید، 1 میلیون دلار به فروشنده پرداخت کند. فروشنده هم خیالش راحت است که دیگر با من طرف نیست و با بانک طرف است.

فرق LC با چک هم این است که چک ممکن است بلامحل باشد و باز فروشنده با خریدار طرف است. اما در LC فروشنده با بانک طرف است و برای فروشنده دیگر مهم نیست که من پول دارم یا خیر؟

خب حالا این سوال برایتان ایجاد می شود که بانک روی چه حسابی مرا ضمانت کند و به من LC بدهد؟ اینجا بحث اعتبارسنجی مطرح است. یعنی لازم نیست من برای گرفتن LC یک میلیون دلاری، یک میلیون دلار در بانک پول بگذارم. بلکه بانک بر مبنای اعتبار من (یعنی گردش حسابم در گذشته، وثیقه های ملکی و غیرملکی که ارائه می کنم، اموال و دارایی هایم و ... ) اقدام به صدور این LC می کند. مثلا اگر من الان به بانک مراجعه کنم، شاید یک LC هزار دلاری هم به من ندهند (!)، اما فلان کارخانه دار به دلیل اعتبار بالا به سرعت LC 10 میلیون دلاری میگرد. (فرآیند اعتبارسنجی جزئیات و نکات خاص خودش را دارد که میگذریم.)

مثالهایی که تا اینجا زدم، LC های ارزی بود. یعنی برای ضمانت یک ایرانی پیش فروشنده های خارجی. گاهی فروشنده ایرانی هم به همان دلایل (دبه کردن و خیال راحت و ...) طلب چنین LC هایی می کند که به آن می گویند: LC ریالی.

مه آفرید خسروی (م.الف خسروی) چه کار می کرده است؟

کار چندان پیچیده ای نمی کرده است. ایشان یک عالمه شرکت و گروه صنعتی ثبت می کنند و راه می اندازند. از آب معدنی داماش تا شرکتهای بورسی، سیمانی، فولادی، عمرانی و فناوری اطلاعات و .... این شرکتها با هم معامله های صوری می کرده اند یعنی مثلا شرکت عمرانی امیرمنصور آریا  با شرکت IT امیر منصور آریا، یک قرارداد میلیاردی می بسته اند اما در عمل  چیزی مبادله نمی شده است. تا اینجای کار را داشته باشید.

از آن طرف اینها برای این معاملات صوری اشان، فرت و فرت از بانک LC های ریالی می گرفته اند. یعنی شرکت X امیرمنصور برای معامله با شرکت Y درخواست LC می کرده وشرکت Y برای شرکت Z و همینجور LCهای تو در تو و پیچ وا پیچ!

این دوستان عزیز این کار را از سال 85 شروع می کنند. همه LCها از یک شعبه بانک صادرات در اهواز (شعبه فولاد خوزستان؟) صادر می شده. نکته اینکه اعتبارسنجی درست انجام نمی شده یا درست تر بگویم، اصلا انجام نمی شده است. این دوستان نه وثیقه ای می داده اند و نه گردش مالی حسابشان چک می شده و ...، بانک مرکزی و وزارت بازرگانی هم کاری به کار LC های ریالی نداشته اند (و ندارند؟) و استعلامی برای صدور در کار نبوده (و نیست؟). کلا LC های ریالی را کسی جدی نمی گرفته و همه به فکر LC های ارزی بوده اند که اتفاقا فرآیند صدورشان به دلیل تحریم و ... خیلی هم سخت و پیچیده شده بوده (و هست همچنان).

شعبه بانک صادرات که یک شعبه درجه 3 هم بوده است، خودش یک پای ماجرا بوده و فرت و فرت الکی LC ریالی برای اینها صادر می کرده. مجموع این LC های صادرشده (130LC؟) می شود 2800 میلیارد تومان که مردم همیشه در صحنه گردش کرده اند و می گویند 3000 میلیارد تومان! این آقای بانک صادرات اهواز، یک کار باحال  دیگر هم می کرده و این LC ها را در سیستم نرم افزاری بانک و دفاتر هم ثبت نمی کرده. یعنی انگار نه انگار. یک مشت کاغذ بی ارزش صادر می کرده که 2زار هم نمی ارزیده است.

خب حالا این LCها به چه دردی میخورده؟

تا اینجا هیچی!

این آقای مه آفرید خان، چند ماه صبر می کرده و بعد این LC ها را می برده و تنزیل می کرده. لابد حالا می پرسید که این تنزیل دیگر چه صیغه ای است. این تنزیل چیزی شبیه به خریدن چک است. شما یک چک 1 میلیون تومانی دارید که تاریخ سررسیدش 1 سال دیگر است. اما چون پول –لازم هستید، حاضر می شوید آن را به مبلغ 800 هزار توان به یک بابای دیگر بفروشید و همین حالا پولش را بگیرید. این همان "نزول" است. یعنی خریدن چیزی به ارزشی کمتر از ارزش واقعی. و در فقه حرام است و من نمی دانیم "تنزیل" که همان مصدر ثلاثی مزید فعل نزول است، آیا باعث حلال شدن ربا هم می شود؟ (واقعا می شود؟)

اما به هرحال تنزیل LC، از نظر قوانین بانکی ایران کار قانونی هست. یعنی من یک LC یک میلیاردی از بانک صادرات دارم برای 1 سال دیگر. می فروشم به بانک ملی به مبلغ 850 میلیون و همین الان پولم را میگیرم.

این امیرمنصور آریا هم همین کار را می کرده. شرکت Y که بابت معامله صوری اش با شرکت X یک LC به درد نخور و ثبت نشده از بانک صادرات داشته میرفته و این را به بانکهای دیگر میفروخته و پول نقد می گرفته.

مجموع پول فروش این LC ها می شود 1750 میلیارد تومان یا همان گرد شده اش (1800 میلیارد تومان) که مسوولین اصرار دارند که 1800 درست است و 3000 میلیارد نیست. (و راست هم می گویند)

حالا چه طور گند جعلی بودن این LC ها در نمی آمده است؟ چون طبق قانون بانک تنزیل کننده (بانک خریدار LC) باید از بانک صادرکننده LC استعلام کند و مطمئن شود که LC ها مشکلی ندارد. این سوال 2 جواب دارد که جواب دوم قانع کننده تر و کلیدی تر است:

1-     اینقدر سیستم صدور LC های ریالی گل و گشاد و هر دم بیلی بوده است، که معمولا هیچ شعبه ای موقع صدور،  در سیستم ثبت نمی کرده است که بشود نرم افزاری چک کرد. در LCهای ریالی رییس شعبه بانک تنزیل کننده (خریدار) تلفن می زند به رییس شعبه بانک صادرکننده و تلفنی استعلام می کند. بدیهی است که در این ماجرا، رییس شعبه صادارات اهواز خودش اینکاره بوده و هر کس زنگ می زده می گفته: بعله! LC درست است!

2-     رییس شعب بانکهای خریدار LC هم خودشان اینکاره بوده اند. یعنی می دانسته اند LCها سرکاری است اما شتر دیدی-ندیدی می کرده اند و با پول یا مفت بانک، LC های درپیتی را می خریده اند. (شعبی از بانک ملی در کیش؟ و بانک سامان؟)

تا همینجا چند کثافت کاری بزرگ اتفاق افتاده است :

1-     بانک صادرات صادر کننده LCها، یک شعبه درجه 3 بوده و حق صدور LC بیشتر از 2میلیون دلار (2 میلیارد تومان) نداشته است. در حالی که رقم LC  های صادره خیلی بیش ار اینها بوده است. یعنی حتی اگر همه چیز هم قانونی بود و امیرمنصور وثیقه می گذاشت و ...، باز هم اصلا این شعبه حق صدور چنین LC های گنده ای را نداشت. اینجا مسوولین بانک صادرات ادعا می کنند که چون چیزی در دفاتر ثبت نمی شده و پولی هم از حساب بانک صادرات کم نمی شده، خبردار نشده اند که تا حدی منطقی است.

2-     بانکهای ملی و سامان، شعب منطقه آزاد بوده اند  و طبق قانون حق تنزیل (خریدن) LCهای بانکهای شعب خارج از منطقه آزاد را نداشته اند، یعنی حتی اگر LCها قانونی و گل و بلبل هم بود، چون مربوط به صادارت اهواز بود حق خرید نداشته اند. حالا چه جوری این 1800 میلیارد تومان از این چند شعبه ملی و سامان خارج شده و LC های غیرقانونی و تقلبی خریداری شده و مسوولین بانکهای ملی و سامان نفهمیده اند، چیزی است که هیچ توجیهی ندارد غیر از اینکه بگوییم.... (!)

ماجرای این اختلاس چه جوری لو می رود؟

خیلی احمقانه! واقعا اعضای این باند باید رییس بانک صادرات اهواز را که غضنفر ماجرا بوده خفه کنند.

قانونا بانک صادرکننده LC برای صدور هر LC کارمزد میگیرد. رییس شعبه بانک صادرات اهواز هم، غیر از رشوه ای که بابت صدور این LCهای جعلی میگرفته، کارمزد قانونی هم برای صدور هر LC می گرفته است.

از آن طرف چون یک سیستمی در بانکها وجود دارد که رییس هر شعبه بر مبنای  Turn over (گردش مالی) شعبه سالیانه پاداش می گیرد، این رییس شعبه ماجرای اختلاس طمع می کند و این کارمزدهای صدور LC را می گرفته و در لیست نقدینگی شعبه وارد می کرده (پول را هم به بانک می داده) تا نقدینگی برود بالا و ....!

طبیعی است که بالاخره بعد از 4 سال، مسوولین بانک شک می کنند که این همه کارمزد LC قضیه اش چیست و خود LC ها کجا هستند؟ چرا در سیستم ثبت نشده اند و خلاصه گند کار در می آید!

مردک برای 2زار (حداکثر چند ده میلیون تومان) پاداش، دزدی میلیارد دلاری ای  که روز به روز بزرگتر می شد را لو می دهد. مرده شور!

اینجوری می شود که گند کار بالا می آید و همه می ریزند  وسط و کی بود کی بود من نبودم. همه هم افتخار کشف را به خودشان نسبت می دهند اما واقعیت این است که جایزه کشف این پرونده اهدا می شود به: غضنفر! رییس بانک صادارت اهواز! (شعبه فولاد خوزستان؟)

پولها الان کجاست؟

این 1800 میلیارد تومان (1.8 میلیارد دلار) به طرز خیلی عجیبی همین جا است. یعنی این مه آفرید امیر خسروی همه پول را داده و با آن بانک (آریا؟ تات؟ گردشگری؟) سهام و کارخانه و باشگاه و شرکت و ... راه انداخته است. اینکه چرا طرف پولها را برنداشته و نرفته خارج، چند دلیل ممکن است داشته باشد:

1-     راه اندازی این شرکتها و کارخانه ها و ...، نوعی سیاه بازی بوده است که وقتی طرف میلیاردها دلار پول را می برد خارج، با توجه به سیستم های قوی مبارزه با پول شویی آنجا، در جواب سوال از کجا آورده ای بگوید: از عملکرد صدها  باشگاه و کارخانه و بانک و شرکتی که در ایران دارم. در ثانی بالاخره صدور این همه LC باید محملی قانونی می داشته است.

2-     کل این مبلغ (1800 میلیارد تومان ) بخش کوچکی از ماجرا بوده است. مبالغ اصلی خارج شده و این 2زار را برای سرکار گذاشتن ملت در داخل سرمایه گذاری کرده اند.

نکته انحرافی

نکته انحرافی ماجرا (من نگفتم جریان انحرافی ها! حرف توی دهان من نگذارید لطفا) سفارشهایی است که از طرف رییس دفتر یکی از مسوولین قوا برای راه افتادن کار این مه آفرید شده است (چند مورد؟) همچنین مشخص نیست به هنگام تاسیس بانک آریا، چرا کسی نپرسیده است این امیرمنصور آریا این همه پول را از کجا آورده است که این هم می تواند مربوط به همان نکته انحرافی باشد. شاید یک دلیل خارج نشدن پولها هم همین باشد. یعنی قرار بوده با این حجم پول عملیات سیاسی در کشور انجام شود و برای همین لازم بوده که پولها اینجا باشد و مه آفرید مهره ای بیش نبوده است. (انتخابات مجلس؟ انتخابات ریاست جمهوری بعدی؟)

کدام بانکها متضرر شده اند؟

بانک صادرات ضرر مالی ندیده است. یعنی پولی از بانک خارج نشده است. اما به نظر می رسد که از نظر اعتبار صدمه شدیدی خورده است.

بانک ملی و سامان مجموعا به میزان 1800 میلیارد تومان متضرر شده اند. یعنی این حجم از پولشان را بابت خرید LC های قلابی داده اند. اما به نظر می رسد از نظر اعتبار لطمه چندانی نخورده اند چون در افواه عمومی همه اختلاس را اختلاس بانک صادرات می دانند.

 

مقصر اصلی کیست؟

مقصر اصلی از نظر من بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارائی هستند که به گفته رییس کل بانک مرکزی (آقای بهمنی) فقط نظارت رندم بر بانکها دارند و ظاهرا خبری از نظارت علمی و سیستماتیک نیست که اگر بود چنین نمی شد.

مظلوم پرونده کیست؟

به نظرم سید محمد جهرمی، مدیر عامل اخراجی بانک صادرات مظلوم ترین فرد پرونده بوده است. اختلاس قبل تر انجام شده بوده و بانکهای تنزیل کننده خرابکاری بزرگتری کرده بوده اند. اما جوری وانمود شد که منجر به قربانی شدن جهرمی شد.

پی نویس:

1-     چیزهایی را که اطلاع نداشتم و در حد شنیده بود، در پرانتز و با علامت سوال نوشتم.

2-     این هم لینک سایت رسمی "شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا"

3-     عکس زیر همه جا به عنوان عکس جناب مه آفرید امیر خسروی. معروف به امیرمنصور آریا آپلود و توزیع شده است. اما واقعیت این است که این بنده خدا خسرو صادقی (فرماندار مراغه و معاون استاندارد آذربایجان شرقی) است که عکسش به اشتباه به جای مه آفرید (امیرحسین؟) منتشر شده است. (با تشکر از آرنوش عزیر بابت اصلاح این اشتباه و با عذرخواهی از جناب منصور صادقی)

امیر منصور آریا، امیر خسروی، مه آفرید، اختلاس

ظاهرا امیرمنصور آریا نام مستعار پدر این بنده خدا بوده که 3 سال پیش عمرشان را به شما داده اند. به سبب ارادت به ایشان و زنده نگه داشتن نامشان اسم همه تشکیلات را به نام آن مرحوم زده اند! ظاهرا خود مه آفرید امیرخسروی هم معروف به امیرحسین خسروی است. اینکه این ماجرا هم زیر سر امیرمنصور مرحوم بوده و یا خیر را هم الله اعلم!

4-     پژوهشگر و مورخ شهیر، عبداله شهبازی در یادداشتهای Facebook ایش در مورد خاندان امیرخسروی دز زمان پهلوی و پس از آن نکاتی مطرح می کند که هم از حوصله وبلاگ ما خارج است و هم چون اطمینان ندارم ذکر نمی کنم.

5-     دم خروسهای دیگری هم از حضور جریان انحرافی در این ماجرا وجود دارد. مثل واگذاری صدها هکتار زمین و فشار به بانک ملت برای پذیره نویسی بانک آریا، خرید پژوی احمدی نژاد در مزایده (؟) و ...

بعدالتحریر:

بدجوری تحت فشارم. از جمیع جهات! دعا بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و ال محمد و اجعل عواقب امورنا خیرا!