قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

برای ماه خدا - 1
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

أَللَّهُمَّ أدخِل عَلَی أَهلِ القُبُورِ السُرورَ
خدایا! بر گذشتگان ما شادمانی عطا بفرما.

خدای خوب و مهربان؛در آغاز بر محمد؛ پیامبر آخرینت و خاندان پاکش سلام و درود فرست.
این ماه، ماه فراوانی نعمتها و برکات تو است. آنقدر که سراسر این ماه را میهمانی تو دانسته اند.
آنقدر از گستردگی سفره مهربانی تو در این مهمانی برایمان گفته اند که حتی ما -بندگان گنهکار و سرکشت-  به خودمان اجازه می دهیم خواسته هایمان را صریح و بی پرده با تو مطرح کنیم :
خدایا! درگذشتگان ما؛ پدران و مادران و اجداد ما، سخت نیازمند توجه و نگاه تو هستند. قبل از هر چیز و در این آغازین روز جشنواره مهربانیت، از تو می خواهیم از لغزشها و کوتاهی های ایشان (بزرگ و کوچک، پنهان و آشکار) در گذری و از جانب خودت، شادمانی عمیقی بر جانهایشان نازل فرمایی.
گواهی می دهم که تو مهربان ترین مهربانانی، پس به امید مهربانی ات!

بعد التحریر:
فعلا نمی خواهم اینجا حدیث نفس من باشد.


 
من دلم سخت گرفته است
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

من دلم سخت گرفته است؛ از این مهمانخانه ی مهمان کُش ِ روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است :
چند تن خواب آلود. چند تن ناهموار. چند تن ناهشیار
....
من دلم سخت گرفته است

"نزدیک غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم"
(س.م.خ در ابتدای فیلم تبلیغاتی م.ح.م)


 
حال من خوب است؛ خیلی خوب
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

سلام !

حال همه ی ما خوب است ، ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دورکه مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.

با این همه عمری اگرباقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان ........

 نامه ام باید کوتاه باشد؛ ساده باشد ؛بی حرفی از ابهام واحتمال !

 از نو برایت مینویسم :

حال همه ی ما خوب است ؛ اما تو باور مکن!