قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

آدم آهنی
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

گاهی کاملا احساس می کنم یک آدم آهنی شده ام.

مدتهاست که از ته دل نخندیده ام

مدتها است که بغضم را قورت داده ام.

در تایید فرمایشاتی که قبول نداشته ام چند کلامی صحبت کرده ام

و در رد کلامی که دوست داشته ام، داد سخن داده ام

حتی مخالف عقیده ام نوشته ام  و استدلال کرده ام و ...

....

هی روزگار! جه خوش مرا آدم آهنی کردی که کس آدم واقعی را از این بهتر آدم آهنی نمی کند!
....

روزگارجان! اما برایت متاسفم! چون چشمهایم را نتوانسته ای برنامه ریزی کنی و هنوز وقتی مطابق الگوریتم های تو باید شاد باشند، پر از اشک می شوند و وقتی باید سیگنال غم بفرستند، آزاد و رها می خندند!

....