قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

به نام دخترم!
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

ديروز با ۲تا اميرحسين(يکی برادرم و ديگری رحيم زارع) به تماشای فيلم "به نام پدر" ابراهيم حاتمی کيا نشستيم. پيش تر از محمد شنيده بودم که حساب خاصی روی اين فيلم باز نکنم ولی مگر می شود فيلمهای حاتمی کيا را نديد؟!!!

قصد ندارم به نقد و بررسی اين فيلم بپردازم، اما از وقتی از سينما بيرون آمدم، چيزی مثل خوره به جان روحم افتاده است. فيلم ماجرای دختری است به نام حبيبه که پايش به روی مين می رود، مينی که پدرش در دوران جنگ کاشته است.

خوره ای که روح مرا می خورد، شايد پيام اصلی فيلم نباشد، اما هرچه هست به شدت نگران کننده است: "نکند ما هم الان داريم زير پای دختر فردايمان مين می کاريم؟" و "اصلا شاید اين مينهايی که هر روز زير پای ما می ترکد..."

حالا ديديد که من حق دارم! با اين ديد اصلا نمی شود عادی زندگی کرد. مينهايی که زير پای ما می ترکد چندان مهم نيستند، اينقدرها می فهمم که خدا در قبال اعمال ارادی و از سر اختيار از آدميزاد حساب می کشد. وجه ديگر قضيه اما خيلی نگران کننده است...

شخصا بچه را فرع زندگی زناشويی می دانم. بر خلاف رويه مرسوم کشور ما که با تولد کودک، زن و مرد فراموش می شوند و فقط کارکرد پدر-مادری برجا می ماند، من معتقدم که فرزند کاه است در برابر گندم روابط همسران...

اما به هرحال وظايف والدين برجای خود باقی است. حالا فرض کنيد فرزند دختر يا پسر شما جلوی چشمتان آسيب ببيند. آنهم  از نوع  آسيبی که شما ديروز بر سر دختر يا پسر مردم آورده ايد! قبول کنيد که تحملش خيلی سخت است!

نمی دانم تا به حال تصادف کرده ايد يا نه؟ اگر تصادف کرده باشيد تا مدتها خودتان را بابت اتفاقات قبل از تصادف سرزنش می کنيد: کاشکی لايی نکشيده بودم! کاشکی بالای ۱۴۰ کيلومتر نرانده بودم، کاشکی... و اين حسرتها شما را ديوانه می کند. و تازه اين حسرت ها  بر سر يک اتومبيل کم ارزش است. می دانيد اگر فردا بچه هايمان تصادف کنند چقدر خودمان را سرزنش می کنيم؟

از الان که اين مطالب را خوانديد و اين فيلم را ديديم، ۲ راه بيشتر نداريم. يا مين نکاريم يا برای حسرت خوردن فردا تمرين کنيم.

راستی! کسی هست بداند مينهای کاشته شده را چه جور می شود خنثی کرد؟ من اصلا نمی خواهم پای حبيبه ام روی مين برود.

بعد التحرير: اين مطلب با فرض ادامه روش فعلی توليد فرزند نگاشته شده است. بنابر شنيده ها ممکن است تا يکی دو سال آينده، نوزاد نيز مانند بسياری از کالا ها  از کشور چين وارد شود!