قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

... این نیز بگذرد!
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

خدا مرحوم آذریزدی را بیامرزاد و قرین رحمت خویش قرار دهاد! در کودکی نوشته هایش را خواندیم و لذت بردیم و گمان کردیم که فهمیدیم، ولی امروز تازه می فهمیم که در خلال  آن داستانها در عالم معنا عوالمی در جریان بوده که ما کودکان بازیگوش از آن بی خبر بودیم! شکر که امروز به یاد آن داستانها می افتیم و پند می گیریم.

نمی دانم شما اصلا این داستانها را خوانده اید یا نه! و اگر خوانده اید چیزی به یاد دارید یا خیر، به هرحال نوشته امروزم در مورد داستانی است تحت عنوان "پند کلاه نمدی" از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب، قصه های عطارنامه:

مختصر و مفید این که پادشاهی -که لابد خونهایش را ریخته بوده و جنگهایش را کرده بوده و زهر چشم هایش را گرفته بوده و مملکتش را سامان داده بوده – هوس می کند که روی نگین انگشتریش پندی حک نماید و چیزی بنویسد که دلش آرام گیرد و بتواند در سختی ها و گرفتاریها با نگاه کردن بر نوشته روی نگین انگشتری، آرام گیرد. و عجیب این که ظاهرا تا بوده کار این ملک از روی هوس بوده!

... القصه، هر یک از بزرگان و امیران و سرداران و لشگریان و کشوریان، تا مطربان و لولیان و رامشگران و خنیاگران و آجودانان جمله ای برای درج روی نگین می گویند که نظر پادشاه را جلب نمی کند. در این میان یک روستایی ساده دل –و این روزها ساده دلی عجب کیمیای کمیابی است- خودش را از بین محافظان و جان نثاران و فداییان و بادمجان دور قاب چینان –که در این ملک همیشه تیغشان می بریده و خرشان می رفته!- با هزار زحمت به جناب پادشاه می رساند و عبارتی را پیشنهاد می کند که فوق العاده نظر پادشاه را جلب می کند و دستور می دهد همان را روی نگین انگشتری حک کنند! و این جمله که به پند کلاه نمدی معروف می شود این بوده:

"این نیز بگذرد!"

غرض از این همه روده درازی و بافتن آسمان و ریسمان این که این روزها هم پند این کلاه نمدی دانا حسابی کاربرد دارد. اگر از رفتارها و حرفها و اندیشه ها، از آنچه در این ملک جاری است، از نادانی ها و بی تدبیری ها، از ظلم ها و فرومایگی ها و شقاوتها و ... – آنچه من نمی نویسم را تو بخوان! -  کلافه و خسته و سر در گم شدید، پند کلاه نمدی را به یاد بیاورید:

"این نیز بگذرید!"

.....

 

بعد التحریر:

1- اشتباه نشود! جبرگرا و قضا و قدری نیستم. گاهی برای حل بعضی مشکلات زمان لازم است. به علاوه منظورم این نبود که تکلیف انجام نشود! منظورم این بود که برای آرام شدن دل، مسکنی تجویز کرده باشم.

2- دیدن سریال فاخر "در چشم باد" را به همه دوستان توصیه می کنم. ریشه های جامعه شناختی وضعیت امروزمان را باید در سرگذشت دیروزمان جست.

3- دعا کنید در این اوضاع، کفه معنویتمان سبک نشود. خیلی ها کمر بسته اند به دین زدایی و از بین بردن معنویت." زبانهای میخ دار" هم که به این جریان کمک می کنند.

4- برای همیشه، عاقبت به خیری بهتر دعایی است که می شناسم. مرا دعا کنید!

5- برای دوستانی که همیشه در پی سند و مدرکند: اینجا متن کامل داستان کلاه نمدی را نوشته است! من نخوانده ام. تصویر ذهنی ام را از گذشته نقل کرده ام. لابد کلی متفاوت است!