قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

جبران مافات
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

سلام!
باز گشتم.
دلم برای نوشتن تنگ شده بود. گویا این که می گویند تا خدا نعمتی را از آدمیزاد نگیرد، متوجه قدرش نمی شویم درست است. نوشتن برای من نعمتی بود و هست که محروم شدن از آن برایم تلخ و سنگین بود. خدا را شکر که حکم "ممنوع القلم" شدن نداریم.
این بار اما آمده ام تا به یاری خدا، مستمر و پیوسته بنویسم. برای اولین پست دوران جدید پس از فطرت، ترجیح می دهم غیبت ٣ماهه ام را موجه کنم.
واقعیت این است که در این ٣ ماه،‌ تا می توانستم خواندم.

١- کتاب ٣ جلدی "مجاهدین خلق؛ از پیدایش تا فرجام" کتاب خوبی بود که خواندنش برای شناخت این موجود ناقص الخلقه ای که هنوز وبال گردن انقلاب است،‌واجب به نظر می رسد. اگرچه در نگاه اول، خواندن بیش از ٢۴٠٠ صفحه کار دشواری است، اما بی اغراق کتاب به حدی برایم جذاب و خواندنی بود که هیچ خستگی احساس نکردم.

٢- فلسفه مدتی است ذهنم را مشغول کرده است. همکاری با علی بیگی عزیز که گاهی در شرق می نویسد، غنیمتی است که آدم را ناخودآگاه تشنه فلسفه می کند. هر چه من با مشی دینی و سیاسی علی مشکل دارم، با منش و خلق و خوی فروتنانه اش حال می کنم. در این مدت نیز به راهنمایی او "منطق جدید" ضیاء موحد و "کلام فلسفی" را خواندم. دومی به خصوص کتابی نفسگیر بود که هر شب بی از ۴-۵ صفحه یارای خواندنش را نداشتم.

٣- "جانستان کابلستان "رضا امیرخانی عزیز، یکی دیگر از کتابهایی بود که خواندم. راستش را بگویم به نظرم خواندن فعل خوبی برای کتابهای امیرخانی نیست. نیوشیدن شاید کلام مناسب تری باشد. جانستان کابلستان سفرنامه رضا است به افعانستان. آن هم به همراه همسر و فرزند. با همان رسم الخط همیشگی و لحن صمیمی و بی ریا و البته بی رو دربایستی. اگر خدا بخواهد یک پست اختصاصی در موردش خواهم نوشت.

۴- بر خلاف میلم، کارهای اداری، در ساعات کاری به سرانجام نمی رسید و بارها مجبور شدم در منزل هم وقتم را صرف جیفه دنیا کنم. آن هم صرف کار شرکتی که قطره ای است از دریای وزارت نفت. که خود این دریا یک شبه منحل می شود. لابد به فرموده جن گیری یا رمالی...

شیوه نگاشتنم زین پس،‌ شاید کمی متفاوت باشد. سعی خواهم کرد کوتاه تر بنویسم و صریح تر. برداشتها و مشعولیات ذهنیم احتمالا حجم بیشتری از قبل خواهد داشت. مثل همیشه شنوای نظرات شما برای چگونه و از چه نوشتن هستم.

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین