قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

آیا مساله پوشش و تحریک جنسی در غرب حل شده است؟ (بررسی یک شانتاژ رسانه ای)
ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

قبل التحریر:

یکی از استدلال هایی که اخیرا بسیار زیاد می شنوم، این است که : "حجاب یک عامل تحریک جنسی است " و یا اینکه : "اساسا در نظام اخلاقی اسلام، محجبه بودن زنها باعث شده است که مردان نسبت به زنان حریص شوند"
معمولا در تکمیل این استدلال ها، شواهدی هم از جوامع غربی ذکر می گردد و بسیار می شنویم که : "در غرب این مسائل عادی شده و با وجودی که زنها بی حجابند هیچ کس توجهی به آنها نمی کند" و یا "این مسائل همه ناشی از ذهن جهان سومی ما است وگرنه در غرب اصلا کسی توجهی به مساله پوشش و جنسیت ندارد" و ...
اینها که گفتم تازه حرفهای آبرومند روشنفکرانه ای است در مقابل حرفهایی با این ادبیات: "یه آجرُ وردار بپیچ تو کیسه نایلون سیاه ، بذار بالای یخچال، به بقیه هم بگو بش دست نزنن و سراغش نرن.تا خود صبح همه انگولکش می‌کنن ببینن توش چیه!"
این جمله آخر، مدتی است که با تیتری مثل "نظریه یک راننده تاکسی در مورد حجاب" در فیس بوک و شبکه های اجتماعی دیگر مرتب نقل می شود و در email ها هم مطابق معمول نخوانده فوروارد!
در این نوشته قصد دارم برداشتم را در خصوص چنین دیدگاهی بیان کنم :

سیگار کشیدن عادی نیست؟ هست؟!
یک خانواده به اصطلاح پاستوریزه و آداب دان را در نظر بگیرید؛ در چنین خانواده ای سیگار کشیدن یک گناه نابخشودنی و یک رفتار کاملا نابهنجار است.

خانواده دیگری را در نظر بگیرید که بیشتر اعضاء آن معتاد به مواد مخدر هستند. سیگار کشیدن در چنین خانواده ای رفتاری معمولی و غیر حساسیت برانگیز است.
بدیهی است که در خانواده اول ممکن است یکی از اعضاء خانواده مثلا یک پسر نوجوان چالشهایی با مساله سیگار داشته باشد و احیانا برای مدتی مساله سیگار کشیدن/نکشیدن یکی از دغدغه های ذهنی او و درگیری های خانواده باشد. در حالی که در خانواده دوم مطلقا جنین مسائلی وجود ندارد.

مساله سیگار حل شد!
من یک راه حل خوب برای مشکل خانواده اول و دغدغه های مربوط به سیگار دارم. به نظر من باید حساسیت این خانواده را کاهش داد. اگر این خانواده بپذیرند که سیگار کشیدن یک تابو نیست، همه مشکلات حل می شود. همانطور که در خانواده دوم حل شده است! به همین سادگی! دیدید چگونه یک خانواده را از شر یک چالش ذهنی چند صد ساله رهاندیم؟!

مساله مواد مخدر و راهکار حل آن در 3 دقیقه!
حالا همان جوان خانواده اول که سیگار می کشد را در نظر بگیرید! کلا در خانواده اشان دیگر با نسخه ای که ما برایشان پیچیدیم، سیگار کشیدن عادی است و این خانواده دیگر دغدغه ذهنی نازلِ سیگار کشیدن/نکشیدن ندارد. جوان مورد بحث حالا سری توی سرها در آورده و دیگر سیگار ارضایش نمی کند. هوس level های بالاتری در سر دارد. مثلا تریاک!

داستان ادامه دارد!
مشکل تریاک را هم حل می کنیم! تریاک که عادی شد مشکل هروئین پیش می آید، حل که شد شیشه و بعدش کوکائین و همینجور قس علی هذا!

شبیه سازی
جای مساله سیگار را با مساله حجاب و جای خانواده را با جامعه عوض کنید. برداشتن حجاب مشکل را حل نمی کند! فقط گونه(type) مشکل را عوض می کند و به عبارتی موضوع یک سطح (level) ارتقاء می یابد. بدیهی است که در level ارتقا یافته، مسائل سطح قبلی عادی است.

در جوامع غربی نیز دقیقا همین اتفاق افتاده است. بجث پوشش و حجاب به اصطلاح عادی شده است، اما مشکل حل نشده است! بلکه مشکلات جدیدی به وحود آمده مثل همجنس گرایی و بارداری های نامشروع (با رنج حدود 25% ای) و ...! در جوامع غربی تر، اینها هم عادی شده و باز به یک سطح بالاتر رفته اند؛ یعنی مساله اشان الان انجام اعمال ج.ن.س.ی با حیوانات است و محارم و ... (شرم دارم از بیانش)
نسخه ای که آقای راننده تاکسی و مروجینش برای ما می پیچند عینا همین است: "حجاب حساسیت زا است؛ حجاب را برداریم، پوشش های بسته کفایت می کند؛ بعد همینطور پله پله (تا ملاقات شیطان!)"

نمونه عینی
نمونه ای که این روزها زیاد می بینم، بحثی است که با عنوان نفی حجاب مو شروع می شود. مکرر دیده ام خانمهای نسبتا مذهبی را که در ابتدا می گویند:" ما به حجاب مو اعتقاد نداریم و حجاب همان پاکدامنی است؛ با معلوم شدن مو پاکدامنی ما لکه دار نمی شود" و خلاصه در همان راستایی که عرض کردم، حجاب مو پَر! مدتی لباسهای آستین دار و پوشیده بر تن می کنند و همان آدم قبلی هستند و فقط مویشان حجاب ندارد. مدتی بعد با همان استدلال که در غرب عادی شده است و ...، لباس مورد نظر روز به روز مختصر تر می شود و آدم قبلی هم کم کم می شود یک آدم دیگر.

اسلام چه می گوید؟
اسلام مدل همان خانواده پاستوریزه و آداب دانی است که سر حرفش در مورد سیگار می ماند. یعنی از ابتدا هیچ مسامحه ای در باب حجاب نمی کند. استدلال هم روشن است: اگر این فرآیند شروع شود، دیگر حد توقف ندارد.
در غرب هم واقعا مساله حل نشده است. صورتش عوض شده. به زبان آن راننده تاکسیِ اول بحث اگر بخواهم عرض کنم: آجر از نایلون سیاه در آمده و دیگر بالای یخچال نیست، بین همه دست به دست می شود، اما موضوع انگولک آجر پابرجاست.
از همه مخالفان این استدلال می خواهم که نمونه ای از جامعه ای را مثال بزنند که با برداشتن حجاب، مساله جنسیت در ان حل شده باشد.

موضوع انحرافی قوزک پا
یکی دیگر از استدلالهای راننده تاکسی ای که در این مورد می شود، مساله قوزک پا است با 2 مضمون روشنفکرانه و چاله میدانی:
1- قوزک پای روشنفکرانه: "حجاب سطح حساسیت جنسی مردان به رویت اعضاء بدن جنس مخالف را چنان بالا برده است که در صورت هویدا شدن بخش کوچکی از بدن زن از پس حجاب، نگاههای کنجکاو زیادی آن را می کاوند در حالی که در جوامع غیر اسلامی، پوشش های نیمه عریان نیز ایجاد حساسیت نمی نمایند و به صورت روزمره و عادی با آنها برخورد می شود."
2- قوزک پای راننده تاکسی ای: "توی اروپا و آمریکا طرف نیمه لخت میگرده کسی نگاهش نمیکنه، اینجا زنه قوزک پاش پیدا بشه صدتا چشم می پّادش!"

پاسخ : در جوامع غیر اسلامی، سطح حساسیت جنسی کاهش نیافته است، بلکه آستانه تحریک جنسی بالا رفته است. یعنی دیگر قوزک پا که هیچ، بسیاری از مناطق دیگر هم موجب تحریک نمی شوند و اساسا موضوع ایجاد "تحریک" خود به یک صنعت پر سود دارویی تبدیل شده است.

تکمیلی: استدلال مشابهی در خصوص دست دادن با نامحرم وحود دارد. ابتدائا این عمل به عنوان یک عمل عادی ، معمولی، غیر جنسی و لازمه یک معاشرت مدرن معرفی می گردد، بعد روبوسی هم اضافه می شود، سپس در آغوش گرفتن و ...!

بعدالتحریر:
1- این مطلب نیمه شب و در پی عصبانیت ناشی از حضور در یک میهمانی با استدلالهای قوزک پایی و آجر بالای یخچالی نوشته شده است . شتابزدگی، سستی و در مواردی بی ادبی قلم را بر من ببخشایید.
2- متاسفم که چنین مسائل مهمی را آدمهای بی سوادی مثل من باید پاسخ دهند. کاش شهید مطهری بود که مساله حجاب : نسخه 1390 بنویسد. کاش!
3- نظرات همه خوانندگان همیشه برایم مهم بوده است. موافق یا مخالف دوستدار شنیدن نظرات شما هستم.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی و اجعل عواقب امورنا خیرا!