قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

یک تنه یک کربلا غم دیده ای!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

-     سلام آقا! خسته نباشيد!

-          عليکم سلام! درمانده نباشي! بفرما!

-          عرض شود که شابلون "امام حسن"، "حسن" يا "حسن مجتبي" داريد؟

-          نه جوون! اينهايي که ميگي سرراست نيست توي بازار! "علي" داريم، "حسين" داريم، اما "حسن" و "صادق" و "باقر" و اينها خيلي کم پيدا ميشه!

-          اي بابا! به من گفتند روي شله زرد مي خواهند بنويسند! نذريه! حالا چه کنم؟

-          غصه نخور! پيدا ميشه! جخ شما بنويسي "حسين" انگار نوشتي "حسن"

...........

-          سلام!

-          سلام خواهر! کجايي؟ نيستي؟ چه خبر؟!!

-          سلامتي! شما کجايي؟ يک دفعه ورپريدي؟

-          ...

-          ....

-          راستي خبر جديد را شنيدي؟

-          نه چي شده؟

-          ديشب منزل تام کروز وليمه بوده! نيکول هم دعوت داشته! کيدمن را مي گم ها! ظاهرا تامي خط داده! نيکول هم تحويل گرفته!

-          وا ؟!!! پس قضيه نامزديش با براد پيت چي شد؟

-          نمي دونم! يحتمل بريتني هم شاکي بشه! راستي، برادر زن بيل گيتس هم تصادف کرده ها!

-          اي بابا! پسره الاغ! من را بگو! برايش برنامه داشتم ها! مي خواستم براش E-mail بزنم. بلکه بختم باز بشه!

-          وا! با اون پسره نامسلمون؟!! امشب تولد کريم اهل بيته! خواهرم بعد 7تا دختر ازش حاجت گرفت! برو در خانه اش!

-          آقا داداشم ميگه نه! راستش دلش صاف نميشه با امام حسن! ميگه باس مث امام حسين مي زد به سيم آخر!

-          واه! واه! افاده ها طبق طبق! سگها به دورش وق و وق! ما را چه به دخالت توي کار بزرگون؟!!!

........

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

والصلاه و السلام علي سيدنا و طبيب قلوبنا، الذي اسمه في السماء به احمد و في الارض به ابي القاسم المحمد!

اللهم صل علي محمد و آل محمد!

....رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي...

امروز مي خواهم در مورد امام حسن برايتان صحبت کنم. امروز روز تولد سبط اکبر نبي (ع) است. آقا امام حسن (ع) شبيه ترين فرد به رسول خدا بوده اند. هم از نظر ظاهر هم از نظر خلق و خو.

حالا شما برادران بزرگوارش را هم مد نظر قرار دهيد! واقعا چرا رفتار امام حسن اينقدر تفاوت دارد؟ هم با برادرشان امام حسين (ع) و هم با برادرشان عباس! 2 فرض در جواب به اين سوال مطرح است! يا خصوصيات فردي امام حسن موجب پذيرش صلح شده و يا شرايط زمانه

جواب عوامانه اش البته اين است که بعله! به حضورتان عارضم که امام حسن قدري نرم و به اصطلاح امروز اهل انعطاف و مذاکره بوده اند! آقا امام حسين(ع) خير! اهل مبارزه و ايستادگي! به قول حالايي ها امام حسن، مشي سياسي داشته اند و امام حسين مشي نظامي....

اما خب واقعا اينجور است؟ نه! اينجور نيست. در روايت داريم که کلهم نور الواحد! يعني همه اين بزرگوراران(ائمه معصومين)، مانند يک روشنايي يگانه هستند. کانه يک فرد را در نظر بگيريد از زمان حيات علي (ع) عمر کند تا به حال! 1400 سال الان عمر داشته باشد. حالا هر چند وقت اسم اين بزرگوار عوض شود! يکبار علي باشد، روزي حسن، گاهي حسين تا برسد به مولايمان حضرت صاحب! روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء!

-          اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم!

....بعله! شيعه اين است! تفکر شيعه و اعتقاد شيعه اين است!

حالا من يک صحنه اي را براي شما تعریف کنم! تا بلکه متوجه عمق فاجعه شويد! (خواهرها لطفا آرام تر غيبت کنند!)....بعد از فوت حضرت علي، معاويه لشگري آراست و به قصد رويارويي با سپاه مسلمين به طرف کوفه حرکت کرد. امام حسن (ع) ياران پدر و لشگريان حاضر در جنگ جمل و صفين و نهروان را در مسجد جمع کردند و ايراد سخن فرمودند... آخر آخرش مي دانيد چی شد؟!!! هيچ کس حرفهاي امام را تاييد نکرد! آن زمان هم مثل الان اين رسم تکبير و تاييد در ميان سخنراني برپا بود ها! اما دريغ از يک تکبير........حالا به لسان ما در دلشان مي گفته اند: "اي بابا! کي حال جنگ دارد! همان بلاها که پدرت سرمان درآورد کافي است...."

حالا آخر کار را هم برايتان بگويم... بعد از مدتها کشمکش و جنگهاي نصف ونيمه که بواسطه ضعف روحي ياران امام حسن بود، آقا مجبور به پذيرش صلح شدند. آن وقت يک عده اي که هميشه نقش جمله معترضه را دارند، فرياد برآوردند که: "اي داد! اي هوار!" و حسابي قال راه انداختند که: "اسلام برباد رفت" و ....

جواب امام حسن (ع) به اين قال و مقال، واقعا جگرسوز است! برايتان از روي کتاب مي خوانم:

"...من به اين علت حکومت و زمامداري را به معاويه واگذار کردم که که اعوان و انصاري براي جنگ با وي نداشتم. اگر ياراني داشتم شبانه روز با او مي جنگيدم تا کار يکسره شود. من کوفيان را خوب مي شناسم و بارها آنان را امتحان کرده ام! آنها مردمي فاسد هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفادارند و نه به تعهدات و پيمانهاي خود پايبندند و نه دو نفر با هم موفقند! بر حسب ظاهر به ما اظهار علاقه و اطاعت مي کنند ولي عملا با دشمنان ما همراهند!....اگر ياراني داشتم که در جنگ با دشمنان خدا با من همکاري مي کردند، هرگز خلافت را به معاويه واگذار نمي کردم، زيرا خلافت بر بني اميه حرام است!...."

مختصر و مفيد عرض کنم همان 72 نفر را هم که امام حسين (ع) داشت، امام حسن (ع) نداشت! واقعا مصداق آن شعر حضرت حافظ است که می فرماید:

"ما ز یاران چشم یاری داشتیم...خود غلط بود آن چه می پنداشتیم"

البته ما که وقت نداريم براي اين جور مطالعات و تحليلها! ما کارهاي مهمتر داريم.....

خدايا عاقبت ما را ختم به خير بفرما! ما را از جمله ياران واقعي حضرت صاحب الامر قرار بده!

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته!

اللهم صل علي محمد و آل محمد!