قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

مذهبی یا سنتی؟
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

ابتدا قصد داشتم به عنوان يادداشت، به انتقاد از تعطيلات اخير، ضررهاي ميلياردي آن، بازتاب بين المللي اين کار و مورادي از اين دست بپردازم. اما اکنون ترجيح مي دهم در مورد موضوع ديگري بنويسم.

تعطيلات غيرمنتظره، چندان براي من محسوس نبود. مجبور بودم در همه روزهاي تعطيل(به غير از روز عيد) به محل کار بروم. اما به هر حال فرصتي حاصل گرديد براي خواندن کتاب "در جستجوي امر قدسي". اين کتاب گفتگوي مفصلي است ميان رامين جهانبگلو در مقام پرسشگر  و سيد حسين نصر در مقام پرسش شونده.

يکي از مشکلات موجود در جامعه ما، خلط مفاهيم است. بسياري از ما مفاهيم "سنت- مذهب"، "عقل- علم"، "شعور- تحصيلات" و "ايمان- اعتقاد به ماوراء" و مواردي از اين دست را با يکديگر اشتباه مي کنيم و گاه بابت اين اشتباه تاوان سنگيني مي پردازيم. به عنوان مثال گاه مي انديشيم که هرچه تحصيلات افراد بالاتر باشد، شعور اجتماعي اشان هم لاجرم بالاتر است! در حاليکه لزوما چنين نيست. بايد گفت شعور اجتماعي تابعي است از متغيرهاي گوناگون. تحصيلات هم يکي از اين متغيرهاست و نه تنها متغير آن.

يکي ديگر از موارد اشتباه ما، اختلاط ميان مذهب و سنت است. در اين جا بي مناسبت نمي بينم به يکي از مثالهاي معروف معلم انقلاب، دکتر علي شريعتي اشاره نمايم. بارها ديده ايد که آدمهاي مختلف (اعم از مذهبي يا غيرمذهبي، داراي تحصيلات عاليه و يا فاقد آن، از طبقات بالاي اجتماع يا پايين آن) از تلفظ نام اقوام و نزديکان مونث خويش اکراه دارند و ترجيح مي دهند از عباراتي مانند "خانوم-بچه ها"، "مادر بچه ها"، "عيال" و ... استفاده نمايند. در حالي که ما هيچگاه نشنيده ايم که پيامبر و ائمه معصومين (عليه و عليهم السلام) چنين روشي را اتخاذ نموده باشند. مثلا هيچگاه ترکيبي مانند "همشيره امام حسين" به جاي بانو زينب(س) و يا "مادر حسن و حسين" به جاي بانوي بانوان ۲جهان، حضرت زهرا (سلام الله عليها) شنيده نشده است. اکراه در تلفظ نام بانوان خویشاوند، يک سنت ايراني است و نه يک ارزش مذهبي. به خوب يا بد اين سنت کاري ندارم (البته شخصا چنين رفتاري را نمی پسندم و آن را توهين آميز مي پندارم)، بلکه جان کلام من تفاوت سنت و مذهب است.

دکتر سيدحسين نصر يک آدم سنتي است. به شدت سنتي. از قضا نوه شيخ فضل الله نوري هم هست. اين آدم سنتي به آمريکا مي رود. در M.I.T تحصيل مي کند. به ايران باز مي گردد. رييس دفتر فرح پهلوي، همسر شاه مي گردد. دانشگاه صنعتي شريف و صنعتي اصفهان را تاسيس مي کند و هزاران کار ديگر. اما هسته اصلي تفکر، اعمال و جهت گيريهاي اين فرد، حفظ ارزشهاي سنتي و سنت گرايي مطلق است. تا آنجا که از کوچه هاي تنگ و باريک گذشته هم دفاع مي کند!

جالب است که اين آدم بر سر حفظ سنت، از يک سو رفيق گرمابه و گلستان شاه و ملکه (به قول خودش اعلاحضرت و علياحضرت!) بوده است و از سوي ديگر همنشين و هم بحث علامه طباطبايي (ره) و شهيد بزرگوار مطهري! از سويي از تلاشهايش براي حفظ رژيم سلطنتي مي گويد و از سوي ديگر وقتي قرار مي شود بهترين شاگردش را نام ببرد، مي گويد: غلامعلي حداد عادل (رييس مجلس)

قصد بدگويي و توهين به دکتر نصر را ندارم. حتي از زندگي ايشان نکات بسيار آموزنده اي مانند نظم، پشتکار، تفکر نظام مند و تلاش بي وقفه را آموختم. جان کلام من اين است که مذهب را قرباني سنت نکنيم.

دين بطور عام و مذهب به طور خاص، نسخه عملکرد همه جانبه بشر براي طي مسير تکامل و نزديکي به خدا است. اما سنت اعتقادات و اعمال پيشنيان است. ممکن است در مواردي سنت و مذهب در قبال مسائل رويکردهاي مشابهي داشته باشند، مانند حجاب(و از قضا چادر که من اينهمه دوستش دارم بيشتر ايراني است تا اسلامي ) و ممکن است در مورادي رويکرد متشابهي نداشته باشند و چه بسا متناقض باشند!

شاید لازم باشد در فرصتهاي آتي بيشتر در اين مورد گفتگو کنيم ولي در يک کلام مي خواهم بگويم:

"تکليف خودمان را مشخص کنيم، سنتي هستيم، مذهبي هستيم و يا هيچکدام؟!!"

بعدالتحرير:

۱- بعضي ها فکر مي کنند سنتي نيستند ولي در واقع هستند! پيروي از مدرنيته بدون تعقل، تنها تغيير ظاهر است! دقت کرده ايد "تاتو" همان خالکوبي است؟!! و فال قهوه چه شباهتی به "رمالی" و "سرکتاب باز کردن" دارد؟!!

۲- حالمان بد نيست! غم کم مي خوريم! کم که نه، هر روز کم-کم مي خوريم!

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا و عجل في فرج مولانا صاحب الزمان!