قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

نابرده رنج...
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بنده خدا اولش فکر کرد قصد مزاح و شوخی داریم.اما وقتی دید ما سر حرفمان هستیم و همچنان اصرار می ورزیم، کمی شوکه شده بود و ناباورانه به ما نگاه می کرد.

ماجرا از کلنجار (challenge)من و ممیز غیر ایرانی شرکتمان بر سر یک موضوع آماری که در MSA بسیار مهم است آغاز شد. در میانه بحث 3-2 بار به نظامنامه مرجع MSA اشاره کردم. سعی کرد آرام بماند ولی نتوانست. از کوره در رفت و گفت:نظامنامه ?MSA شما مگر داریدش؟ [به زبان اجنبی البته!]

وقتی با FLASH همه نظامنامه های مرجع (از MSA گرفته تا SPC و FMEA) را به لپ تاپش منتقل کردم، حس عجیبی داشت. شاید حس برخورد نزدیک با یک سارق حرفه ای! شاید هم مواجهه با یک میلیونر!

آن موقع حس غرور داشتم. خوشحال بودم که این منابع چند هزار دلاری و صدها نرم افزار و قبل منقل دیگر، در کشورمان به قیمت اندک و گاهی رایگان در دسترس عموم ملت همیشه در صحنه وجود دارد. کیف CD هر کداممان آنسوی آبها هزاران دلار می ارزد.

بیشتر و عمیق تر که روی این موضوع فکر کردم، پی به اشتباه خود بردم. نابرده رنج گنج میسر نمی شود! و اصلا راستش را اگر بخواهید همین است که به هیچ جا نمی رسیم. ضریب هوشیمان بالاتر از میانگین معمول جهانی، سرزمینمان مستعد و بارور، آنوقت حال و روزمان این!

آدمیزاد را خدا همینجور آفریده است. تا برای چیزی حسابی جان نکند و عرق نریزد، قدرش را نمی داند و به ثمن بخس می فروشدش! جد و جده بزرگوارمان هم بدون زحمت صاحب بهشت شدند و دیدید نتیجه اش را! حالا ملت هی جان می کنند که حداقل جهنمی نشوند! جایی باشند حدفاصل بهشت و جهنم. حالا خدا وکیلی اگر بعد از 120 سال با چنین جان کندنی بهشتی شدید، به وسوسه شیطان چه واکنشی نشان می دهید؟ فقط امیدوارم به علت استعمال کلمات رکیک از بهشت اخراج نشوید!

از دید دیگری هم می شود به موضوع نگاه کرد. بار کج به مقصد نمی رسد! ما دزدیم! من، شما.....ما همه مان دزدیم. حاصل زحمت فکری و فیزیکی نخبگان را می دزدیم و هزارجور کلاه شرعی برایش درست می کنیم.خب معلوم است که دنیا اینقدرها هم که به نظر می رسد بی حساب و کتاب نیست و دزدیمان نتیجه معکوس می دهد. با فتوشاپ قفل شکسته هزارتومانی عکس دستکاری می کنیم و با فلان نرم افزار امنیتی شبکه، پست الکترونیک مردم را مورد تجاوز قرار می دهیم. دریغ از کاری که به درد دنیایمان بخورد. حالا آخرت پیشکش!

بعدالتحریر:

1- شاید این آپ نکردن ها و کم اهمیتی به وبلاگ هم ناشی از رایگان بودن سرویسهایی مانند پرشین بلاگ باشد!

2- راستی! متن الکترونیک غیر ارجینال و مجانی هندبوک صنایع را کسی دارد؟!!

3- نتیجه اخلاقی: اگر حجاب در کشور ما ممنوع بود و مجبور می شدیم برای داشتنش مبارزه کنیم، مطمئنم الان گوشه میادین یکنفر نایستاده بود که فریاد بزند: بکش پایین! بکش بالا! (در جمله امری اول پاچه شلوارت را و در جمله دوم یقه مانتوات را به قرینه معنوی! محذوف است!!! ) 

 اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا!