قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

خيبر!
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

چند وقت پیش رفته بودیم منزل آقا رضا. (آقا رضا داماد عموی منه) فکر کنم همه شما بشناسیدش، ایشون خبرنگار صدا و سیما است و حتما با گزارشهایش مهمون خونه های شما هم شده.

خلاصه! آقا رضا از مکه اومده بود و با خانواده رفته بودیم برای دیدنشون. راستش رو بخواهید من خیلی قبولش دارم، یکجورهایی اخلاص داره توی کارهاش. ایشون نزدیکه ۱ماه شاید هم بیشتر مکه و مدینه بودند. روزی که ما خونشون بودیم  vcd گزارشهای سفرشون را برامون نمایش دادند. احتمالا هیچ وقت این گزارشها به دلیل ملاحظات سیاسی- امنیتی پخش نمی شود.

گزارش شامل ۲ قسمت مجزا بود. یکی از (مدینه الصالح) یعنی شهر حضرت صالح پیامبر. راجع به این قسمتش فعلا چیزی نمی گم. آمادگی روحی زیادی می خواهد که من اصلا ندارم الان.

بخش دوم این گزارشها، مربوط به خیبر بود! بعله درست شنیدید. قلعه خیبر! همه بگید: یا فاتح خیبر!

قلعه خیبر یکی از دژهای نفوذناپذیر یهودیان اطراف مدینه بوده. یهود بر خلاف پیمان صلحی که با رسول الله (ص) داشتند، از این مراکز اقدام به فتنه انگیزی و اغتشاش می کردند. جنگ خیبر جنگی است که در زمان حضرت محمد (ص) انجام می شود. مسلمانان به فرماندهی حضرت علی (ع) قلعه خیبر را به محاصره در می آورند و در نهایت....

بچه ها! یک چیزی می گویم، یک چیزی می شنوید! مسیر رسیدن به قلعه از ۴طرف سنگلاخ بود. کفش بروبچه های صدا و سیما پاره شد روی این سنگها. درست مثل میدون مین. سنگهای آتشفشانی تیز و برنده و در کنارشون هم بوته های خاری که وقتی به اتوبوس گروه کشیده می شد، انگار می خواست چنگ بیاندازه و ...

قلعه روی یک تپه سنگی بود. خود قلعه هم سنگی بود و جالبه که بعد از ۱۴۰۰سال نسبتا سالم مونده بود. من نمی دونم مولا(ع) چجوری به این قلعه رسیدند! ولی باور کنید جای خالی در خیبر را دیدم. همون دری که به دست توانای حیدر(ع) از جا کنده می شود و باعث پیروزی سپاه اسلام می شود. اسم (مرحب) خیبری را هم باید شنیده باشید. این مردک! سردار یهودیان قلعه بوده و هیچ کس را یارای مبارزه با او نبوده. جز حیدر امیرالمومنین(ع)!

خیلی تکان دهنده بود. من داشتم از تلویزیون جایی را نگاه می کردم که قدمگاه امام علی (ع) بوده. باور کنید مو به تن آدم راست میشه. جالبتر از اون کار سعودیهای احمق بود. سعودی ها معتقدند که اسراییلیها حق دارند که این قلعه را متعلق به خودشان بدانند و ادعای مالکیت آن را بکنند.به همین خاطر وجود چنین جایی را رسما حاشا می کنند. به هیچ کس اجازه نزدیکی به اونجا را نمی دهند و ساکنین روستای اطرافش را هم مجبور به ترک محل کردند.

وسطهای گزارش هم ماشینهای پلیس امنیتی سعودی رسید و بچه های صداوسیما که می دونستن اگر گیر بیفتن دیگه امیدی به خلاصی نیست، الفرار...!

از من می شنوید این کارشان یک دلیل دیگر هم داشته و اون ...بوده است. بالاخره هر بچه ای هم که اونجا را ببینه از باباش سوال می کنه چه کسی فرمانده مسلمانان بوده در این جنگ؟ و کی تونسته در سنگی به این بزرگی و سنگینی را از جا بکنه؟!!!

بعد از ظهور، می خواهم یک تور جهانگردی راه بیاندازم و مردم را ببرم قلعه خیبر! اگه شما هم می خواهید اسمتان را توی لیست رزرو این تور بنویسم، بلند بگید: یا فاتح خیبر!

میلاد مظهر عدالت و شجاعت، اسوه مردانگی و تجسم تقوی، بر شما مبارکباد!

یا علی مدد!