قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

خنده رو هر که نیست از ما نیست!... اخم در چنته گل‌آقا نیست
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

-       بارگاه کبریایی حضرت باری تعالی

برسد به دست گل‌آقای ملت ایران 

خدمت استاد بزرگوار و معلم گرامی، حضرت گل‌آقای عزیز سلام علیکم

 امروز 4 سال از رفتن شما از بین ما می‌گذرد. امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشید.. از حال ما اگر جویا باشید (که احتمالا به دلیل اشتغال به لذائذ اخروی، جویا نیستید!) ملالی نیست جز دوری شما.

بر و بچه‌های آبدارخانه مبارکه، جملگی دست‌بوس جنابعالی بوده و مرتب به روحتان فاتحه می‌فرستند!

از حال شاغلام عوام اگر خواسته باشید باید بگویم که دیگر عوام نیست. به اصرار سایر اذناب آبدارخانه مبارکه، در دوره‌های فراگیر پیام‌نور شرکت کرده، چندسالی است که لیسانس آبیاری گیاهان دریایی گرفته و حالیه که برایتان می‌نویسم دانشجوی فوق لیسانس گفتمان سیاسی است. لکن به نظر ما هنوز قدری از عوامیت خویش را حفظ کرده است.، چرا که مرتب برای ما گلاب به رویتان در مورد مافیا و پشت‌پرده سیاست و اینجور چیزهای بی‌ادبی حرف می‌زند. هرچه ما سعی می‌کنیم حالیش کنیم که این‌چیزها در مملکت ما وجود ندارد، چیزفهم نمی‌شود که نمی‌شود. الحق که خوب فرمودید که عوام است!غضنفر هم بالاخره توانست مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بکوبد. در سیستم مرکزی آمریکای جهانخوار نفوذ کرد و خودش را دوست چندین ساله بوش جا زد. منویاتی در گوش نامبرده زمزمه کرد که موجب بیچارگی حکومت مشارالیه گردید. از آن جمله‌اند مواردی مانند حمله آمریکا به افغانستان و عراق و سومالی و قس‌علی‌هذا که موجب ماندن آمریکا در گل گشته است ماندنی. اوضاع دلاری و بلکه ریالی‌اشان را هم بهم ریخته است به نحوی که ملت توان پرداخت اقساط بانک مسکنشان را ندارند و همینطور فرت و فرت است که خانه‌هایشان حراج می‌شود. تنها موضوعی که موجب نگرانی اصحاب آبدارخانه گشته، شایعاتی است که در مورد ارتباطش با یکی از نسوان کاخ سفید بر سر زبانها افتاده است. نقل است که غضنفر بی‌سواد که تا دیروز در کلاس اول اکابر درجا می‌زد، خودش را لیسانسیه از هاروارد و کمبریج و چه بسا دانشگاههای معتبرتر مانند شریف و خواجه‌نصیر و علم و صنعت جا زده و دل از صبیه بزرگتر بوش جنایتکار برده است. البته ما که خیالمان راحت است که غضنفر از این بخارها ندارد و نگرانی بابت بارآْمدن رسوایی از هیچ نوعش نداریم. منتهی گفتیم که اگر صلاح بدانید، از آنور کمی گوشش را بپیچانید که از این قبیل بی‌ناموسی‌ها مرتکب نشود!از حال جماعت اگر خواسته باشید باید برایتان بگویم که دماغ جمله رعایای ایرانی چاق و کیفشان کوک و نانشان گرم و آبشان سرد است. نمودارهای رشد اقتصادی سیخکی به بالا می‌رود و سال به سال بهتر از پارسال. نفت را که در زمان حیات شما با هزار منت و التماس 20وچند دلار می‌خریدند و تازه برای بشکه‌هایش هم گرویی بر می‌داشتند، امروزه روز که برایتان می‌نویسم نزدیک به 110 دلار قیمت دارد و تازه التماسمان هم می‌کنند. نفت فروشهای ما هم  کلی ناز می‌کنند و تا مفصل پاچه‌خواری نکنند و مشت و مالشان ندهند و چه بسا قولنجشان را هم نشکنند، نفت نمی‌دهند که نمی دهند.خاطرتان اگر مانده باشد در زمان شما خصوصا اواخر عمر پربرکتتان، بنزین نیز برای این کشور معضلی شده بود لاینحل که کرور کرور سرمایه‌های این مملکت را به باد می‌داد. فی‌الحال این مشکل نیز از بیخ و بن ریشه‌کن گشته است، جمله صاحبان اتومبیل اعم از زن و مرد و پیر و جوان کارت هوشمند سوخت دارند و همه به اندازه و در حد رفع نیاز مصرف می‌کنند.یارانه‌ها هدفنمد گشته و اقتصاد سالم و سرحال دست‌بوس است!خلاصه اینکه اوضاع مملکت جمله مرتب و همه در آسایش و رفاه می‌زیند و هر روز بهتر از دیروز!تنها مشکلی که بعد از رفتن شما ما را نگران می‌کرد، نگرانی بابت کمبود طنازان و شوخ طبعان بود که بحمدالله این موضوع نیز به کلی منتفی گردیده است! حالیه همه اصحاب نظام اهل حال بوده و از طنزپردازان چیره دست و ماهر محسوب می گردند.اگر خواسته باشید چند مورد برای انبساط خاطر و ادخال سرور در قلب شما (که گفته اند ادخال سرور در قلب مومن از اعاظم صوابهای الهی است) نقل می‌کنیم تا معلوم‌دار شوید که دولتمردان فعلی زمین تا آسمان با دولتمردان بی‌جنبه زمان شما فرق می‌کنند. خاطرمان مانده که شما چقدر دست به عصا حرکت می‌کردید و مواظب بودید به تریج قبای آقایان برنخورد. لکن اکنون مسوولین مملکتی خود تکه‌های سنگین بار یکدیگر می‌کنند و جماعت را چنان خوش‌دل می‌سازند که بیا و ببین.

مورد اول:

دولتمان سخنگویی دارد الهام نام. البته همانطور که مستحضرید از آن الهامها که معمول است نیست و غلامحسین است فی‌الواقع. حضرت ایشان که به چندین و چند هنر آراسته است( از وزارت دادگستری گرفته تا سخنگویی دولت و دبیری ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا و همچنین مسلسل....) اخیرا و پس از پایان تعطیلات 3هفته‌ای نوروزی در کسوت سخنگویی دولت در بین اصحاب نادان مطبوعات ظاهر شده و در جواب سوالات مکرر در خصوص ترمیم کابینه، با همان لبخند ملیح همیشگی فرمودند: "اینها دروغ سیزده و ناشی از تعطیلات طولانی مدت خبرنگاران است"... هنوز اصوات این کلام مطنطن در هوا منتشر بود که رییس جمهور مردمی، 2تا از وزیرها را اخراج و 2دیگر جایگزینشان کرد. الهام نامبرده در میان بهت خبرنگاران که فکر می کردند سرکار گذاشته شده بودند، فرمود: "والله بابام جان من هم مثل شما بی خبر بودم!!!"...  

مورد دوم:

 به برنامه هفته گذشته سیما با وزیر مسکن مربوط می شود که این یکی موجب روده بری چندنفر گشت. جناب سعیدی‌کیا که باید معرف حضورتان باشد. از اکابر کابینه جناب هاشمی که در آن کابینه از جوانترینها بود و اکنون در این کابینه (معروف به کابینه هفتاد میلیونی!) پیرترین وزراست و معروف به شیخ‌الوزرا! القصه...جناب سعیدی کیا که وزیر مسکن و شهرسازی می‌باشند فرمودند: "قیمت متوسط مسکن در کلانشهر تهران از قرار متری 300هزار تومان می باشد." شاید این جمله برای شما خنده‌دار نیاید، چه در زمان حیات شما منزل از چنین قیمتهایی برخوردار بوده است. لکن الان و به دلیل فعالیت مافیای مسکن و شانتاژ اصحاب مطبوعات و همچنین دلایل کم‌اهمیت دیگر(مانند افزایش نقدینگی و بیماری هلندی!) قیمت مسکن در حوالی منزل سابق جنابعالی(قلهک) به متری 5-6 میلیون رسیده و حتی در اطراف تهران نیز از متری یک میلیون کمتر نمی‌باشد! خلاصه اینکه متری 300هزار تومان همانقدر خنده‌دار است که ستون 2کلمه حرف حساب شما بود و چه بسا خنده‌دار تر! 

خواستیم بیشتربگوییم که یادمان آمد جنابعالی سرتان شلوغ است و حسب شنیده ها آنجا هم مجله در می‌آورید فلذا سکوت می کنیم و شما را به دیدن عکسهای ذیل دعوت می کنیم.

   

در پایان اینکه آسوده باشید که همه دولتمردان و مجلسیان ما شیوه گل آقایی در پیش گرفته اند و مملکت فی الواقع گل‌ و بلبل گشته است.سلام ما را به همه رفتگان برسانید.خدا بیامرزدتان

(امیرعلی به نیابت از شاغلام عوام، غضنفر بی‌سواد، ممصادق، کمینه عیال ممصادق، گل‌نسا و فدوی و سایر اذناب آبدارخانه مبارکه) 

بعدالتحریر:

1- 10 اردیبهشت 83، کیومرث صابری فومنی از میان ما رفت. گل‌آقا از سوی رهبر انقلاب به گل‌آقای ملت ایران ملقب شد و الحق که گل‌آقای ملت بود. شادی روحش فاتحه مع الصلوات!

2- گل‌آقا به همراه سید محمود دعایی(مدیر مسوول اطلاعات)، خدمت حضرت امام(ره) می‌رسند. امام می‌فرمایند: "گل‌آقا تویی؟" ... گل آقا یادش می‌افتد که بعضی برداشت کرده اند منظور گل آقا از -فلذا- و عباراتی مانند آن، اشاره به سخنان امام است. گریه اش می‌گیرد و می گوید: "آقا به خدا اگر بگویید دیگر نمی نویسم"...امام می‌خندند و می گویند: "تو ننویسی، ما چی بخوانیم؟"(نقل به مضمون از همشهری جوان)

3- از دست سعیدی کیا خیلی شاکیم! به نظرم ارزش نوشتن هم ندارد.

4- این سرپرست احتمالی وزارت کشور، اصلا مقبول نیفتاد. خدا کند رحیمی سرپرست نشود که اصلا باب میل نیست!

5- چقدر جای مجله گل‌آقا خالی است: "یک دهان دارم دوتا دندان لق، می‌زنم تا زنده هستم حرف حق"

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا