قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

الله اکبر چه دست و بازویی...الله اکبر چه چشم و ابرویی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

ما عزاداران بسیار خوبی هستیم! همیشه بعد از فوت، قتل، کشته شدن یا شهادت فرد یا افرادی به بهترین نحو برای آنان عزاداری می کنیم.ما خیلی اهل بیت پیامبر را دوست داریم.ما برای زنده نگهداشتن یاد اهل بیت پلو می‌دهیم! خورش قیمه می‌پزیم! از همه مهمتر علم می کشیم! از این کارها مگر مهمتر هم چیزی هست برای بزرگداشت تفکر پیامبر و فرزندانش؟!!

 

بنده‌ی خدا شهید مطهری خیلی از مرحله پرت بود که می‌گفت:

اگر می‏خواهیم‏ به خودمان ارزش بدهیم ، اگر می‏خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم ، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‏گفت برای‏ من عزاداری کنید ، می‏گفت چه شعاری بدهید ؟ آیا می‏گفت بخوانید : " نوجوان اکبر من " یا می‏گفت بگوئید : " زینب مضطرم الوداع ، الوداع " ، چیزهایی که من ( امام حسین ) در عمرم هرگز به اینجور شعارهای پست و  کثیف ذلت آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها نگفتم ؟ !

  

اگر حسین بن‏ علی بود می‏گفت اگر می‏خواهی برای من عزاداری کنی ، برای من سینه و زنجیر بزنی ، شعار امروز تو باید فلسطین باشد . شمر امروز موشه دایان است . شمر هزار و سیصد سال پیش مرد ، شمر امروز را بشناس . امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می‏خورد .

بنده خدا شهید مطهری در جریان نبود. برای عزاداری حسین بن علی باید بخوانیم:

 الله اکبر الله اکبر چه دست و بازویی       الله اکبر الله اکبــــر چه قد دلجویــی

الله اکبــر الله اکبر چه قــد رعنایــی           الله اکبر الله اکبر عجب علمــــداری

الله اکبر الله اکبـــر چه نازنین شاهی          الله اکبر الله اکبر چه مه جبین شاهی

ذکر تـمام انبـــیاء آقـــام ابوالفضـــل          عشـــق تمام اولیاء آقام ابوالفضـــل

کی از همــه دلاوره آقــام ابوالفضـــل           کیه شبیه حیـــدره؟ آقام ابوالفضــل

 

بنده‌ی خدا می گفت:

والله و بالله ما در برابر این قضیه‏ مسئولیم . به خدا قسم مسئولیت داریم . به خدا قسم ما غافل هستیم . و الله قضیه‏ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است ، این قضیه است . داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده ، این قضیه است اگر پیغمبر اسلام زنده می‏بود امروز چه می‏کرد ؟ درباره چه مسئله‏ای‏ می‏اندیشید ؟ والله و بالله قسم می‏خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش‏ امروز از یهود می‏لرزد . این یک مسئله دو تا چهار تاست . اگر کسی نگوید ، گناه کرده است من اگر نگویم و الله مرتکب گناه شده‏ام ، و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکب گناه شده است . آنوقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است ؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم ، خودمان را شیعه علی بن ابی طالب بخوانیم .

 

نمی دانست که ما برای فلسطین همایش برگزار می‌کنیم

.......

و اصلا ما را به فلسطین و غیر آن چکار است؟ ما مسائل بسیار مهمتری داریم. قیمت برنج برای ما حائز اهمیت بسیار بیشتری است نسبت به اینکه در فلسطین چه می گذرد. اظهارات دانش جعفری برای ما مهمتر است از ....

بعد التحریر:

۱- شصت سال گذشت. شصت سال از اشغال فلسطین! شصت سال گذشت از تاسیس دولت مجعولی که هیچ ربطی به یهودیت و سرزمین فلسطین ندارد. ...

۲- عمو عزت ضرغامی و حاج‌علی‌آقای لاریجانی به حدی موضوع فلسطین را لوث کرده‌اند و اخبار ناقص و اشتباه گسترانده‌اند که خیلی ها دیگر حوصله شنیدن یا خواندن در مورد فلسطین را ندارند. نمی خواستم در این مورد چیزی بنویسم ولی طاقت نیاوردم.

۳- به نظرم کامنتهای دوستان دارد خیلی جالبتر از خود وبلاگ می‌شود. بهتر است دوستان کاری نکنند که پشیمانی به‌بار بیاورد و مجبور به افشاگری شوم...

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!