قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

ایران شیلی نمی‌شه
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

اپیزود اول:

انگار همین دیروز بود. سال 65. سال ورود من به دبستان. حالا بماند که من قبل از دبستان یواشکی حروف را آموخته بودم و کمی خواندن بلد بودم و این خودش آغاز دردسرهای بعدی شد. سالهای جنگ بود و بقایای منافقین هنوز فعال بودند. شاید یکی دو سال قبل‌ترش بود که یک روز ناغافل صدای تیراندازی و انفجار از نزدیکی خانه‌مان بلند شد. من و مادرم به راه‌پله آمدیم و همسایه طبقه پایینمان "پروین خانم" هم همینطور. سراسیمه پرسید: "چی شده؟؟؟" و مادرم جواب داد: "حتما منافقها هستند"... پروین خانم که تا آن لحظه من صدای بلندش را هم نشنیده بودم فریاد زد: "نگو منافق! بگو مجاهد!!!!". بزرگتر که شدم فهمیدم  که از کادرهای رده پایین بوده‌اند و به فرانسه گریختند.

مسعود رجوی و همسرش(همسر سابق مهدی ابریشم چی ...)رجوی و اربابش!

از همان بچگی سیاسی بودم و اینقدر از مادرم سوال می‌کردم که کلافه می‌شد. "منافق یعنی چی؟"  "ضدانقلاب به کی میگن؟"، "جهاد سازندگی چجوری است؟"......

حالا که خواندن بلد شده بودم، حریص خواندن بودم. روزنامه و مجله و تابلوی مغازه‌ها و دیوارنوشته‌ها. هنوز شعارهای رنگ و رورفته چند سال پیش روی دیوار قابل خواندن بود: "رییس جمهور خلق، مسعود رجوی" ... "سپهسالار ایرانی بنی صدر"..."مرگ بر بنی‌صدر خائن"... و اینقدر این کلمه بنی صدر خائن را دیده بودم و شنیده بودم که فکر می کردم این آدم اسمش بنی‌صدر است و فامیلش خائن! و باز کلافه کردن مامان و بابا... آنقدر که دیگر خودم کلی ماجرا بلد بودم از بنی‌صدر و بمب باران هواپیماهای طبس و فرارش با لباس زنانه و .....

 

 پوپولیست!

لیبرال! منافق! پیوندتان مبارک!

اپیزود دوم:

 آغاز بیست‌سالگی من...پیگیری جدی سیاست! بررسی تاریخ سیاسی ایران از مشروطیت تا کنون! پگیری ویژه پرونده تلخ و تاسف‌بار مجاهدین خلق! -خشت اولی که تا ثریا کج رفت!- ماجرای بنی‌صدر خائن که حالا مستندا خیلی چیزها می‌دانستم در موردش. او بود که موجب پیشروی عراق در خاک ما شد. او مسبب اصلی سقوط خرمشهر بود. خودش بود که علم‌الهدی و باقی دانشجویان را در هویزه به کشتن داد. خود خودش بود که فرمان بمب‌باران هواپیماهای آمریکایی در طبس را صادر کرد و خود خودش بود که موجب شهادت منتظرقائم شد. می دانستم که در دوران ریاست جمهوری خفت بارش با منافقین و لیبرالها پیوند نامیمونی ایجاد کرد که زمینه ساز ماجرای هفت‌تیر و مسجد ابوذر و ... شد. بنی صدر از نظر من که به تاریخ انقلاب مسلط شده بودم و یک خروار منبع مستند داخلی و خارجی و مجاز و غیرمجاز داشتم، خائن بود. یک خائن تمام عیار. به خصوص که در همان سالها در پرونده میکونوس هم وارد شده بود و این یکی را من خودم شاهد بودم و دیگر به حساب نقل‌قول و شانتاژ و سیاه‌نمایی و موج‌سازی نمی توانستم بگذارم. اینجا بود که پرونده‌اش را مختومه کردم. ابوالحسن بنی‌صدر، خائن بالفطره!

!

 

اپیزود سوم:

و اما اصل کلامم همینجاست. انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است و هرکس در سر خیالی پرورانده. در این میان رسانه ملی، به مقصودی نامعلوم – البته تا حدودی معلوم- بازی خطرناکی را آغاز کرده است: "پروژه تطهیر و یا حداقل مقصر و نه خائن جلوه دادن بنی‌صدر!!!" واین پروژه در بیشتر برنامه‌های سیما همزمان کلید می‌خورد. سوال بی‌ربط و باربط برنامه "مثلث شیشه‌ای" شبکه5 و برنامه "محرمانه" شبکه3 ناگهان –همان ییهو!- می شود اینکه : "آیا به نظر شما بنی‌صدر خائن بود؟؟؟" و مخاطب این سوال بیشتر کسانی هستند که خود طعم تلخ خیانت بنی‌صدر را چشیده‌اند.سردار "رحیم‌صفوی" و "شمخانی" و آقای "دری نجف‌آبادی" و ... جالبتر اینکه همه این افراد پاسخهایی غیرقابل انتظار می‌دهند و به نحوی بنی‌صدر را یک عنصر ساده‌لوح،  پخمه، خودخواه، پوپولیست و عوام فریب و غیرمتخصص جلوه می‌دهند....

مثلث خرده شیشه‌ای!

این نوشته مجال پرداختن به دلایل این حرکت سیما نیست. (هرچند که ناگفته پیداست!) اما به نظرم این حرکت اصلا درست نیست و عاقبت بدی درپی دارد. اجمالا بگویم که اولا با این پروژه های ماکیاولیستی – با این دید که هدف وسیله را توجیه می‌کند- عناصر رذل و خائن یکی یکی تطهیر می‌شوند و این تحریف تاریخ است. ثانیا مردم از فردا در مسلمات شک می‌کنند و مدام این درگیری ذهنی را دارند که نکند فلانی هم که الان می‌گویند چنین است و چنان است، فردا معلوم شود که جور دیگر است!

.....

کوتاه سخن اینکه برای تخریب دولت راههای کم ضررتری هم وجود دارد. می‌شود بدون تخریب اصل مهدویت و یا بدون تشکیک در اصول و مسلمات تاریخ انقلاب نیز می‌شود دولت را تخریب کرد.

مصادر امور! باور کنند که برای تخریب رییس جمهور فعلی نیازی به تطهیر اولین رییس جمهور- که از قضا خائن هم بوده-  نیست. باور کنند که برسر شاخ بودن و بن‌ بریدن منطقی نیست.