قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

همشهری جوان‌نما!
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

از آنجاییکه بزرگان! فرموده‌اند روده درازی نکن، یک‌راست برو سر اصل مطلب و حواست به 500 کلمه هم باشد، مختصر و مفید ویژگیها و خصوصیات همشهری جوان را می‌نویسم:

1- از هر دری،سخن پخته‌ای:
همشهری جوان یک مجله تخصصی نیست! ولی حرف غیرتخصصی و ضدتخصصی! نمی‌زند. این در جنگل مطبوعات امروز ما یک استثناست و به تنهایی سبب محبوبیت کافی و وافی. بیشتر مجلات یا تخصصی‌اند و خواننده فقط در همان حوزه می‌خواند و می‌آموزد. یا زردند و اصولا خواننده هیچ نمی‌آموزد! از هر دری سخنی می‌شنود ولی سخنی سخیف و سطحی! هشمهری جوان اینجور نیست. به سیاست، ورزش، ادبیات ،سینما، تلویزیون و حتی تاریخ می‌پردازد ولی حرف تکراری و سطحی نمی‌زند.

2- فوق‌العاده،آخرین خبر!:
همشهری جوان یک مجله خبری نیست، یعنی هیچ هفته‌نامه‌ای بنا به ماهیتش نمی‌تواند ادعای خبری بودن بکند. در این میان رویکرد غالب این است که از وقایع و اخبار فاصله گرفت. چنانکه خواننده مجله از روی نوشته‌ها نتواند حدس بزند که مجله مال سال 64است یا 74 یا 84. همشهری جوان اینجور نیست. شاهدش صفحه رویداد × هفته و ...! اگرچه خبرنامه نیست ولی از دنیای خبر بیگانه نیست و این امتیاز بزرگی است.

3- تیغ تیزی چون بدستت داد چرخ روزگار!:
حضور سردبیر معلوم‌الحالی! مانند فریدخان حدادعادل و انتشار در خانواده هشمهری که متعلق به شهرداری تهران است، بالقوه می‌تواند هر مجله‌ای را تبدیل به تیغ تیزی برای قلع و قمع مخالفین و معاندین و منتقدین سیاسی و جناحی و حزبی و خانوادگی نماید. به خصوص که تیراژ بالا و امکانات حرفه‌ای هم هر آدم منصفی را به سرعت بی‌انصاف می‌کند. هشمهری جوان اما همیشه از این ورطه فاصله گرفته و ندیده‌ام بی‌منطق و بی‌محابا له یا علیه فرد یا جریانی موضع بگیرد. بدیهی است که چغندر هم نبوده و نباشد ولی در عین‌حال هیچ‌وقت هم مصداق شارلاتانیزم نبوده است.

4- بابا این‌کاره!:
در مملکت ما رسم نانوشته‌ایست که چیزهایی که فرم دارند محتوا ندارند و بالعکس! همشهری جوان این رسم را زیرپا گذاشته و فرم و محتوا و ظرف و مظروف را توامان نیکو داشته است. نثر همشهری جوان اگرچه بی‌غلط نیست ولی بسیار کم‌غلط‌تر از همردیفان و همطرازان است. گرافیک حرفه‌ای و صفحه‌آرایی هنرمندانه هم به جای خود! اصلا چندتا مجله سراغ دارید که برای یک موضوع واحد طرح جلد، nتا طرح ریز و درشت بزند؟!!

5- مستمع صاحب‌‌سخن را و ایضا صاحب سخن مستمع را!:
در یک کلام همشهری جوان به همان چیزهایی می‌پردازد که خوانندگان دوست دارند و خوانندگان به دنبال چیزهایی هستند که همشهری جوان بدان پرداخته است. رجوع کنید به ترکاندن گاه و بیگاه بمب نوستالوژی از ویژه‌نامه کارتون تا ویژه‌نامه مهر!

6- روی خط قرمر:
از رابطه دختر-پسر گفتن و به ابتذال درنغلطیدن، از شیوع مصرف موادمخدر و مشروبات الکلی نوشتن و به هزل نرسیدن،از انقلاب و جنگ گفتن و به شعار دادن دچارنشدن، همانقدر سخت است که به دریافرورفتن و خیس نشدن! و همانقدر جگرشیر می‌خواهد که سفر عشق رفتن. رجوع شود به شایعه گاه و بیگاه توقیف مجله!

در یک کلام خدا حفظشان کند! و توفیقشان دهاد و بر درجاتشان بیفزاید!

بعدالتحریر: (بدیهی است که جزو 500 کلمه محسوب نمی‌شود!!!)
سفارشی نویس نبوده و نیستم. بارها خواسته‌ام که به مناسبت انتشار کتابی، یا نمایش فیلمی، یا حتی برگزاری نمایشگاهی چیزی بنویسم! ولی ننوشته‌ام. این‌بار اما برای همشهری جوان می‌نویسم، نه برای جایزه، برای این‌که حس می‌کنم: من لم‌یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق!