قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

دستشان در پاچه ساقی سیمین ساق بود!
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

قبل التحریر:
مطالبی که
استاد محمدرضا زائری -همان آقای زائری خودمان که روحانی بودند، گاه در روزنامه جام جم می نوشتند و حضور کمرنگی هم در تلویزیون داشتند و حالا در لبنان زندگی می کنند- در آخرین پست وبلاگشان با عنوان غزه امروز را بی خیال! به فکر تهران 60 سال بعد باشیم! را خواندم و یکه خوردم. الحق و الانصاف که حرف حساب بود. عادت ندارم دنبال مطلب کسی را بگیرم و چیزی بنویسم ولی این بار قضیه فرق می کند. نظرات خودم را می نویسم و بینش مطالبی از ایشان -با رنگ قرمز- هم نقل می کنم.

حتما شنیده اید که اعراب جاهلی قبل از ظهور اسلام عصبیتی داشته اند که شهره خاص و عام بوده و الهام بخش هزاران شعر و داستان. کافی بود کسی به هم قبیله ایشان چپ نگاه کند تا خون به پا کنند و دهها نفر از قبیله مقابل را به خاک و خون بکشند و باز قبیله مقابل به هکذا و همچنین مسلسل!
محمد مصطفی -صلی الله علیه و آله و سلم- پس از ظهور کوشید که این حس را تعدیل کند و عصبیت بی منطق را تبدیل به غیورمردی و نبرد با باطل کند. به هر حال عربها باز هم مردمان غیوری بودند که غیرتشان و همتشان ضرب المثل بود و اگرچه اسلام تاکید به یکپارچگی مشلمانان و پرهیز از درگیریهای قومی - نژادی داشت، اما به هرحال عربیت و بهم پیوستگی عربها زبانزد خاص و عام بود.

امروز می بینید که چنین نیست و در یک گوشه جهان عرب، نسل کشی گشترده ای در جریان است و عربهای فلسطینی بطور عام و مردم غزه بطور خاص به سیخ - که کلمه مناسبتری از خاک و خون است- کشیده می شوند و در سوی دیگر -که عربستان و شیخ نشینهای خلیج فارس باشند و امثالهم- عربها را ککی نمی گزد!
تا حالا فکر کرده اید که چرا اینگونه شده و عربهایی که تا می شنویده اند که عربی در جایی از کره خاک مظلوم واقع شده به کمکش می شتافته اند، چه گونه اینطور سترون و به اصطلاح بی ادبانه اش اخته شده اند؟
شهید آوینی جمله زیبایی دارد که: هر که می خواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند و حالا من می گویم که
هر که می خواهد عربهای امروز را بشناسد، داستان اندلس را بخواند!
بدیهی و واضح و مبرهن است که ما وقت نداریم تاریخ بخوانیم ولی آنها که خوانده اند می گویند، اندلس در شاخ آفریقا -اسپانیای فعلی- یک کشور اسلامی و تازه مسلمان بوده است و به هیچ نحوی غربیها نمی توانسته اند فتحش کنند تا اینکه راهش را می یابند. شراب، مشروبات الکلی و تفریحات جنسی را به رایگان میان جوانان اندلس گسترش می دهند و آن وقت راحت و آسوده اندلس می افتد توی دامن همان غربیها و اسلام فراموش می شود.

این همان اتفاقی است که امروز برای عربها کاملا رخ داده و به بار نشسته و برای ما ایرانیها در حال تکمیل است و باید منتظر باشیم که بعد از سترون شدنمان، همان بلایی که امروز سر فلسطینیها می آید سر ما یا تکه ای از ما بیاید و همه مان بنشینیم و تحلیلهای مبتنی بر ... ارائه دهیم که اصلا من از اول هم از این خوزستانیها دل خوشی نداشتم و اینها عرب بودند یا ترکها که خب ترکند، یا رشتیها که چنانند و بلوچها هم فلانند و ....
امروز عربها چنان سرشان به سک... و شراب و مشروب و مسابقات انتخاب ملکه زیبایی و مجالس رقص شکم عربی - و مجالس هزاربار بدترش - گرم است که مساله فلسطین برایشان هیچ اهمیتی ندارد.
در مسایل و معادلات خاورمیانه اکنون عواملی دخیل هستند که کلا از آنها بی‌خبریم... مثلا چندنفر از ما خبر داریم گفته می‌شود چندین‌هزار مورد ازدواج عربی با دختران اسراییلی وجود دارد! (حتی سمیر قنطار در زمان اسارت با یک زن اسراییلی ازدواج کرد.) منظورم این است که نمی‌شود فقط شعار داد و ماجرا جدی‌تر از این حرف‌هاست!



در سطح عموم طی سال‌های اخیر با گسترش سرسام‌آور کانال‌های ماهواره‌ای خصوصا در زمینه موسیقی و فیلم‌های سنمایی سرعت انتقال فرهنگ غربی بالا رفته است. ترویج مشروبات الکلی و هرزگی جنسی در کشورهای عربی چنان بوده که چند حادثه تجاوز دسته‌جمعی به دختران در خیابان‌های قاهره طی سال گذشته بسیاری از ناظران اجتماعی را به شدت نگران کرده است.
در همین بیروت خودمان که پایگاه رسانه‌ای عربی است هم نسخه عربی کانال تلویزیونی معروف fashion ارائه می‌شد و هم ترجمه عربی مجله مشهور elle
. از ماه گذشته مجله جسد هم با کلی سر و صدا راه افتاده برای بالای هجده‌سال و به زبان عربی. روزگاری است که در دانشگاه‌ها که مرکز دانش و فرهیختگی‌اند ملکه زیبایی انتخاب می‌شود، آن هم با کلی افتخار و با حضور رییس و اساتید دانشگاه و... مخاطب عام عربی هم‌، چنان آلوده ‌شده تا بیخ خرخره که دیگر رمقی برای مبارزه و مقاومت ندارد.
چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین یادتان هست؟ حالا قصه بی‌غیرتی حاکمان از بالا و بی‌رغبتی جماعت از پایین شده و ملت بی‌حال بی‌رمق و تخدیرشده که دنبال دردسر نمی‌گردند. می‌خواهند یک لقمه نان بخورند و صفا کنند و... زین لهم الشیطان و...

شما که سرتان توی حساب و کتاب است به من بگویید که کدام کاری در این دنیای تجارت و بیزینس بیخودی مفت انجام می شود مگر این که کاسه ای زیر نیم کاسه باشد و سود پنهانی سرشاری!
و من برایتان می گویم که امروز مرغوبترین و معروفترین مشروبات الکلی اروپایی، به صورت مجانی وارد ایران می شوند. راننده منتقل کننده محموله هم بیمه شده و اگر به زندان بیفتد، خانواده اش تحت حمایت قرار می گیرند و حتی اگر ماشینش مصادره شود برایش مهم نیست.
کدام آدم عاقلی در دنیای امروز که سنت به سنت و دلار به دلار همه چیز حساب و کتاب دارد این کار را می کند. مگر عاشق چشم و ابروی ما هستند که برایمان مفت و مجانی شراب بفرستند؟!!
و اصلا این همه سایت تروج سک... از انواع و اقسام مختلف و مجهز به انواع فیلم و عکس و کلیپ موبایل و هزار کوفت و زهرمار دیگر با سرمایه گذاری چه کسانی است؟ تکلیف سایتهای سک..ی خارجی معلوم است، پولشان از تبلیغات بدست می آید، تبلیغات شرکتها روی آن سایتها و درآمدشان از خدماتی که ارائه می کنند -کمیسیون دریافتی از محل دوستیابی و اعزام دختران یا پسران رو...پی- درآمد خوبی برایشان به همراه دارد. اما سایتهای ایرانی که از این چیزها ندارند! پس پولشان از کجا می آید؟
- لطفا نگویید که سایت هزینه ای ندارد. آپلود فیلمهای چند ساعته در سایتهای آپلود معتبر و غیر مجانی هزینه بالایی در پی دارد. -

خلاصه اینکه ما خودمان را به خواب زده ایم و چشممان را روی همه اینها بسته ایم. شهاب مرادی روز تاسوعا در تلویزیون اخطار می دهد که باید در برابر شیوع مشروبات الکلی و مصرفش در میهمانیهای خانوادگی کاری کرد و کسی جدی نمی گیرد. آمار کشفیات ناجا که شاید 1% یا کمتر از محموله های توزیع شده باشد، تکان دهنده است!
و برای آگاهی از شیوع سک... رجوع کنید به آمار سازمان ملی جوانان از درصد رابطه نامشروع پیش از ازدواج.

مخلص کلام اینکه حالا که ما خودمان را به خواب زده ایم و این چیزها را جدی نمی گیریم و مساله مبتلابه مان نمی دانیم، باید منتظر بی تفاوت شدنمان از نوع بی تفاوتی عربهای امروز و غزه شدن همه یا بخشی از کشورمان باشیم.

بعدالتحریر:
1- نام پست ابتدا بی غیرتی حاکمان از بالا و بی رغبتی توده ها از پایین بود. سپس تبدیل به رشته تسبیح اگر بگسست معذورش بدار شد! و بعدتر تبدیل به مردم غزه اگر سوختند معذورش بدار! و در نهایت همین شد که می بینید: دستشان در ساعد ساقی سیمین ساق بود. با کمی تغییر البته !
1- سعی کردم ادب را رعایت کنم. ببخشید اگر نشد! عصبانی بودم و هستم.
2- موضوع این پست دفاع از مردم فلسطین و غزه نیست. منظورم فقط این بود که به بی غیرتی و بی همتی و بی خاصیتی عربها دچار نشویم. (ناگفته نماند که غزه را خط مقدم خودمان می دانم!)
2- آمار شیوع فحشا و شراب و امثالهم، بالاتر از این حرفهاست و به خانواده های مذهبی هم دارد راه باز  می کند.
3- مطالبی را که از وبلاگ حاج آقای زائری نقل کردم، بدون اجازه بوده و با اطلاع از بزرگواری اشان نقل کرده ام.
4- علی آقا از فرانسه در دفاع از کتاب دروغناک! روضه الشهدای ملاحسین کاشفی -کامنتهایی -به اشتباه در پست پورسانت - گذاشته بودند و مرا به تحمیل عقیده ام به دیگران متهم کرده بودند. خودم ندیدم که در نقل مطالب کتاب لهوف چیزی را به کسی تحمیل کرده باشم. همچنین مطالب استاد مطهری در خصوص تحریفات عاشورا را مطالبی شخصی، کم اهمیت و ناشی از عصبانیت دانسته اند! جوابی نمی گذارم و تفسیرش باشد با اهلش !
5- به قول سعید حدادیان: از غزه صدای العطش می آید! آقای پناهیان همیشه به ما می گفت که مردم کوفه مردم بدی نبودند، مردم بی خاصیتی بودند! خدا را شکر که ما بی خاصیت نیستیم!

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی اجعل عواقب امورنا خیرا !