قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

رونوشت خدمت امام زمان (عج)
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

قبل التحریر:

پس از خواندن پست خانم آیینه و دیدن ایمیلی از ایشان با عنوان "من به گور پدر علم و هنر خندیدم"، می خواستم مطلبی بنویسم و موضع خودم را در این دعوای همیشگی تاریخ –علم بهتر است یا ثروت – مشخص کنم. ناگفته پیدا است که امروز بر خلاف گذشته و بیش از هر زمان دیگر به اصالت ثروت رسیده ام و می خواستم همین موضوع را تشریح کنم.

مساله فوت حضرت آیت الله بهجت که پیش آمد، دلم نیامد راجع به ایشان ننویسم. در زمان حیاتشان توفیق حضور پیدا نکردم. از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، همیشه ترسیدم! ترس از اینکه باطنم، موجب ناراحتی ایشان شود. کسی چه می داند، لابد ایشان از دیدن شیعیان دروغینی با باطن گرگ و پلنگ و کفتار و مار و عقرب و میمون و خر و گاو  و .... ناراحت می شدند.نمی خواستم موجب این ناراحتی من باشم!

سعی می کنم مطالبی از ایشان برایتان نقل کنم که بیشتر مناسب حال ما باشد. نوشته های قرمز رنگ، فرمایشات ایشان است و نوشته های مشکی از من:

حضرت آیت اله بهجت (ره)

 

1- قابل توجه آنهایی که تا یک عالم دینی یا عارف می بینند طلب نصیحت و دستور خصوصی و اینها می کنند:

 

جماعتی از این جانب، طلب موعظه و نصیحت می کنند؛ اگر مقصودشان این است که بگوئیم و بشنوند و بار دیگر در وقت دیگر، بگوییم و بشنوند، حقیر عاجزم و بر اهل اطلاع پوشیده نیست.

و اگر بگویند کلمه ای می خواهیم که امّ الکلمات باشد و کافی برای سعادت مطلقه دارین باشد، خدای تعالی قادر است که از بیان حقیر، آن را کشف فرماید و به شما برساند.

مشهد، ربیع الثانی 1420

2- برای آنها که موعظه می خواهند! همیشه می پرسند چه جوری گناه نکنیم؟!!

 

گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر می گویم: " کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد، می داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می داند که آنچه را که می داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمی داند، باید احتیاط کند.  "

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقی البهجة

 

راستی فکر کنید که خدا کنارتان نشسته و شما دارید فلان کار حرام می کنید! خب چون ما کلا فکر می کنیم خدا کنارمان ننشسته کار حرام می کنیم!

 

3- برای آنها که همیشه طالب نصیحتند، می گویند ما دوست داریم مسلمان باشیم، ولی نمی دانیم باید چه کنیم؟!!

 

جماعتی از مؤمنین و مؤمنات، طالب نصیحت هستند؛ بر این مطالبه، اشکالاتی وارد است، از آن جمله:

 

1- نصیحت در جزئیات است، و موعظه، اعمّ است از کلیات و جزئیات؛ ناشناسها و همدیگر را نصیحت نمی کنند.

2-  "من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم""  من عمل بما علم کفی ما لم یعلم"  "والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا "
آنچه می دانید، عمل کنید؛ و در آنچه نمی دانید؛ احتیاط کنید تا روشن شود؛ و اگر روشن شد، بدانید که بعض معلومات را زیر پا گذاشته اید؛ طلب موعظه از غیر عامل، محل اعتراض است؛ و قطعاً مواعظی را شنیده اید و می دانید، عمل نکردید، و گرنه روشن بودید.

3-  همه می دانند که « رساله عملیه» را باید بگیرند و بخوانند و بفهمند، و تطبیق عمل بر آن نمایند، و حلال و حرام را با آن تشخیص بدهند؛ و همچنین مدارک شرعیه [را] اگر اهل استنباط باشند؛ پس نمی توانند بگویند:
"ما نمی دانیم چه بکنیم و چه نکنیم"

4- کسانی که به آنها عقیده دارید، نظر به اعمال آنها نمایید، آنچه می کنند از روی اختیار، بکنید، و آنچه نمی کنند از روی اختیار، نکنید؛ و این، از بهترین راه های وصول به مقاصد عالیه است؛ « کونوا دعاة إلی الله بغیر ألسنتکم »؛
مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است.

5- از واضحات است که خواندن قرآن در هر روز، و ادعیه مناسبه اوقات و امکنه، در تعقیبات وغیرآنها؛ و کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛ و زیارت علما و صلحاء و همنشینی با آنها، از مرضیات خدا و رسول(ص) است و باید روز به روز، مراقب زیادتی بصیرت و انس به عبادت و تلاوت و زیارت باشد.
و بر عکس، کثرت مجالست با اهل غفلت، مزید قساوت و تاریکی قلب و استیحاش از عبادت و زیارات است؛ از این جهت است که احوال حسنه حاصله از عبادات و زیارات و تلاوتها، به سبب مجالست با ضعفا در ایمان، به سوء حال و نقصان، مبدل می شوند؛ پس، مجالست با ضعیف الایمان- در غیر اضطرار و برای غیر هدایت آنها- سبب می شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را یاد بگیرد:
"جالسوا من یذکرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخرة عمله."

6- از واضحات است که ترک معصیت در اعتقاد و عمل، بی نیاز می کند از غیر آن؛ یعنی غیر، محتاج است به آن، و او محتاج غیر نیست، بلکه مولد حسنات و دافع سیئات است:
"
و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون"
عبودیت ترک معصیت در عقیده و عمل.
بعضی گمان می کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده ایم!! غافلند از اینکه معصیت، اختصاص به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم، کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع، برای تخویف، إیذاءِ محرم است؛ [و] تبسم به عاصی، برای تشویق، اعانت بر معصیت است.
محاسن اخلاق شرعیه و مفاسد اخلاق شرعیه، در کتب و رسائل عملیه، متبین شده اند. دوری از علما و صلحا، سبب می شود که سارقین دین، فرصت را غنیمت بشمارند و ایمان و اهلش را بخرند به ثمنهای بَخس و غیر مبارک، همه اینها مجرب و دیده شده است.
از خدا می خواهیم که عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به "عزم راسخ ثابت دائم بر ترک معصیت " قرار بدهد که مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است، تا اینکه ملکه بشود ترک معصیت؛ و معصیت برای صاحب ملکه، به منزله زهر خوردن برای تشنه است، یا میته خوردن برای گرسنه است.
البته اگر این راه تا آخر، مشکل بود و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق از خالق قادر مهربان نمی شد.

17 ربیع المولود 1419

4- برای آنکه همیشه می پرسند چه ذکری گوییم؟

 

بسمه تعالی
هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »
و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون «مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.

العبد محمد تقی البهجة

 

5- برای آنها که همیشه "التماس دعا" دارند!

 

بعضی « التماس دعا »  دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید»

دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود؛ این طور نباشد:
پی مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا کند قوال نباشیم، فعّال باشیم؛ [مبادا] حرکت عملیه بدون علم بکنیم [و] توقف با علم بکنیم.
آنچه می دانیم بکنیم، در آنچه نمی دانیم، توقف و احتیاط کنیم تا بدانیم؛ قطعاً این راه پشیمانی ندارد.
به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.

 

راستی ! برای امثال من که زیاد حرف می زنند هم ایشان جمله عجیبی فرموده اند:

حرف هایی که ما می زنیم قبل از این که بیان کنیم به گوش امام زمان عج الله می رسد.

 

خیلی وحشتناک است ها! از همین الان فکر کنید که هر چه می گویید، یک cc از آن برای امام زمان (عج) رفته است! وای .... !

 

انشاالله که خداوند بر درجات ایشان بیفزاید و روحش را قرین رحمت سازد. خوش به حال او که عمری با خدا زست و با خدا عمل کرد و بد به حال ما که .... !

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !