قصه راستکی

یادداشتهای شخصی امیرعلی

حکایت شیعه تنوری!
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

نمی دانم ماجرای شیعه تنوری را شنیده اید یا نه؟ ماجرا این است که در زمان امام ششم - صادق آل محمد (ع) - یکی از یاران خراسانی به نام سهل خراسانی خدمت ایشان می رسند و حین گفتگو مکرر از ایشان سوال می کنند که:
 -" آقا چرا قیام نمی فرمایید؟!! چرا تشکیل حکومت اسلامی نمی دهید؟!"
حضرت (ع) سعی می کنند که با سکوت و لبخند از کنار این موضوع بگذرند. تا اینکه شیعه خراسانی اصرار می ورزد که : "آقا چرا ... ما که هستیم! ..." و کم کم اعتراضش تندتر می شود که : "با این که حق خلافت و رهبری از آن شماست، و با این که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شیعه ی طرفدار و شمشیر زن دارید، چرا نشسته اید و قیام نمی کنید؟"
در این گیر و دار، امام صادق (ع) از کنیزشان می خواهد که تنور را روشن کنند و بعد بی مقدمه به این عزیز هموطن! می فرمایند که: " برو و داخل تنور بنشین! "
سهل می ترسد و می گوید: "آقای من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خدای از تو بگذرد."
امام دیگر چیزی نگفتند تا اینکه در همین شرایط، هارون مکی که مومنی وارسته و از یاران امام بود وارد شد. امام به او فرمود: " کفش هایت را کناری بگذار و وارد تنور آتش شو و در آن بنشین! "
او بی درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. امام پس از مدتی که با آن خراسانی صحبت می فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوری سخن می گفت که گویا از خود سهل هم بیشتر و بهتر بر مسایل خراسان واقف است، به وی فرمود: "برخیز و داخل تنور را نگاه کن! "
سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و دید که هارون مکی با آرامش تمام در میان آتش نشسته است.
آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شیعه)  مثل این مرد دارید؟
سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتی یک نفر هم این طور نداریم.
فرمود: انا لا نخرج فی زمان لا نجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت.
یعنی: ما تا وقتی پنج نفر همراه ـ واقعی ـ نداشته باشیم قیام  نمی کنیم... ما به زمان انجام تکلیف آگاه تریم!

این حکایت را مکرر شنیده ام و شنیده اید! اصلا دوست نداشتم که مثل سهل باشم، همیشه آرزو کرده ام هارون مکی باشم!
دیروز دلم شکست! بدجوری! -صدایش را شنیدم!- از یکی از دوستان عزیزم پرسیدم:

- ... جان! اگر به امید خدا امام زمان (عج) ظهور کند و مثلا بفرمایند که در خصوص انتخابات فلان و فلان ....!،-نظری بر خلاف نظر دوست عزیز!- آنوقت تو چه می کنی؟!
- من به مخالفت با ایشان بر می خیزم حتی اگر در قعر جهنم جای گیرم! (عین عبارت!)

اینجا بود که دلم شکست! همین است که حضرت (جانم و جان عالمیان به فدای خاک پایش!) ظهور نمی کنند. از کمبود شیعه تنوری است که ظهور نمی کنند!

شما را به خدا این مطلب را اصلا با نگاه سیاسی و جناحی نخوانید! اگر طرفدار دکتر احمدی نژاد هستید فرض کنید -فقط فرض- که حضرت ایشان را رد می کنند و مهندس موسوی را تایید می کنند. اگر هم طرفدار آقای موسوی هستید فرض کنید -فقط فرض- که حضرت ایشان را رد و آقای احمدی نژاد را تایید می کنند!
خوب فکر کنید که شما چه می کنید؟! اگر شما هم به جواب دوست خوب من رسیدید، لطفا دیگر به دروغ طلب فرج آقا (عج) را نکنید!
در خوش بینانه ترین حالت، من و شما دوستدار امام زمان هستیم! ما کجا و مقام یار و یاور امام زمان بودن کجا!
فراموش نکنیم که سهل هم که درون تنور نرفت، مثل ما بود! مثل ما اهل استدلال بود! استدلال کرد که تنور داغ است و اگر درونش بروم می سوزم! استدلال کرد که لابد امام از داغی تنور بی خبر است! استدلال کرد که ....!

پیشتر ناراحت بودم که چرا ما در زمان ائمه نیستیم و چرا حجت خدا بین ما ظاهر نیست! این روزها به این فکر می کنم که اگر آن گونه بود، لاجرم به جای سهل خراسانی و ... نام ما در تاریخ بود!

یاد دوران نوجوانیمان به خیر! آن وقتها که در مدرسه مهدی(عج)، برای ظهور امام زمان (عج) اشک می ریختیم! فکرش را هم نمی کردیم که شیعه غیر تنوری شویم! ای روزگار ...!

بعد التحریر:

1- برای دوستانی که بیشتر در پاورقی هستند تا در متن، عرض کنم که حکایت شیعه تنوری را به نقل از مناقب ابن شهر آشوب جلد4 صفحه ی 237 و بحارالانوار جلد 47 صفحه ی 123 حدیث 172  و البته با اندکی تغییر در متن و امروزی سازی ذکر کرده ام.

2- من آیا زنده ام وقت ظهورت؟ ... چقدر دلم برای ظهور تنگ است! اللهم عجل لولیک الفرج! ... خودت دعا بکن ای نازنین که بر گردی، دعای این همه شب‌زنده‌دار کافی نیست!

3- خدا همین مقام دوستداری ائمه را هم برایمان نگاه دارد انشاالله! دیده ام کسانی را علنا و بی محابا به ائمه ....! بگذریم! آخرالزمان است دیگر!

4- الان دوستان! حضور می یابند و می توپند که چرا سیاست را به دین و مسائل اعتقادی ربط می دهی و ...! من کاری به سیاست ندارم! این فقط یک مثال بود! شما فرض کن امام زمان (عج) دستور دیگری به تو بدهند که بر خلاف میلت و نظرت باشد!

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!

بعد الانتشار:

دوست بزرگوارم - که حرفش برای من سند است - معتقدند که در خصوص وقایع پس از ظهور امام زمان (عج) نظر دیگری ابراز داشته اند که به همان دلیل سند بودن حرفشان می پذیرم.
نظر ایشان این است که در صورت ظهور امام زمان (عج) دستورات ایشان را می پذیرند ولی اگر حضرت، آقای X را تایید کنند و ایشان را به بهشت بفرستند، درخواست رفتن به جهنم را می کنند !!!

به هر حال...باز تاکید می کنم که اصلا منظورم موضع سیاسی حضرت نیست. اگر حضرت بگوید توی خواننده با همه سواد و تخصص و تجربیاتت برو جاروکش باش، چه می کنی؟