پوستین وارونه "بانکداری اسلامی"

قبل التحریر:

نوشته زیر را در حدود یک ماه پیش برای یکی از نشریات معتبر نوشتم ولی چاپ نشد. اگرچه اطلاعی از دلیل اصلی عدم انتشار ندارم، ولی امیدوارم به دلیل ضعف قلم و سستی نگارشی باشد. خدانکند به دلیل نداشتن جرات نقد باشد. به خاطر رسمی بودن این نوشته از خوانندگان خوب وبلاگم عذرخواهی می کنم.

 

 

 

اعلام مکرر افتتاح شعبه ویژه بانوان بانک ملی ایران در مشهد مقدس و تاکید حاضرین در مراسم مبنی بر ایجاد این نوع از شعبات به عنوان یکی از مصادیق "بانکداری اسلامی"، با هدف  "رفع اختلاط زن و مرد" ، "تحقق آرزوی زنان مومن برای انجام امور بانکی" و "گسترش فرهنگ حجاب و عفاف" موجب گردید تا اهداف مذکور مورد بررسی قرار گرفته و دستیابی به  اهداف یاد شده مورد تردید جدی قرار گیرد.

 

 بانکداری اسلامی؟!

 

در راستای بانکداری اسلامی ؟! :

کلماتی مانند دانشگاه اسلامی، محیط کار اسلامی، بانکداری اسلامی و مانند آن سالها است که به گوش می رسد. دیدگاه سطحی و قشری مآبی – که اتفاقا در کشور ما بیشتر در مصدر امور بوده است- سعی می کند که صفت اسلامی را محدود به ظاهر(فرم) و روبنای موصوف بداند. در چهارچوب این دیدگاه، واژه اسلامی، محدود می شود به: جداسازی فیزیکی زن و مرد، استفاده حداکثری از حجاب، تبلیغات دیداری و شنیداری مذهبی.

دیدگاه دیگری نیز هست که اگرچه مورد تاکید و پذیرش بزرگان نظام (حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبری، شهیدان بزرگوار بهشتی ،مطهری و مفتح و ...) بوده و هست، متاسفانه کمتر مورد اقبال اجرایی قرار گرفته است. مطابق الگوی فکری این دیدگاه، مفهوم اسلامی به هیچ عنوان محدود به فرم (ظاهر) نبوده ، بلکه گستره ی وسیعی شامل هدف گذاری اسلامی، محتوای اسلامی ،روشهای اسلامی و البته ظاهر اسلامی را در بر دارد.

ریاست محترم بانک ملی ایران – که حسب ظاهر از طرفداران دیدگاه اول می باشند- ایجاد شعبات ویژه بانوان را در راستای ترویج بانکداری اسلامی دانسته اند و مژده داده اند که شعبات مذکور به تدریج در همه جای کشور، فراگیر شود!

سوالی که مطرح است این است که آیا به واقع منظور معماران بزرگ انقلاب اسلامی و در راس آنان حضرت امام خمینی (ره) از بانکداری اسلامی، انجام این گونه امور بوده است؟!

تا آنجا که تحقیقات و اطلاعات من نشان می دهد، منظور از بانکداری اسلامی در دیدگاه آن عزیزان بسیار فراتر و جامع تر از این مسائل بوده است. حذف کامل معاملات ربوی، توجه به سنت اسلامی قرض الحسنه و حمایت از تولید به جای حمایت از دلالان و واسطه ها از مهم ترین رئوس مد نظر در طرح مفهوم بانکداری اسلامی بوده است. بدیهی است که رعایت کامل مقررات شرع اسلام (شامل حجاب، جلوگیری از اختلاط و ...) نیز در ذیل همین دیدگاه مدنظر بوده است.

به نظر می رسد در زمانی که بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی، فقط 4.5% از منابع مالی بانکها در سال 1388 به تسهیلات قرض الحسنه اختصاص یافته است و هم چنین حسب فرمایشات مسوولین بانکی، عمده معوقات بانکی مربوط به دانه درشتها و واسطه ها و دلالها است و تولیدکننده و کارآفرین سهم چندانی از برکات سیستم بانکی ندارد، تحدید بانکداری اسلامی به ایجاد شعب ویژه بانوان در خوش بینانه ترین حالت نوعی بی سلیقگی و در بند نقش ایوان بودن است،  ودر حالت بدبینانه (که تمایل به اتخاذ آن ندارم) نوعی خلط مبحث برای فراموش شدن مفهوم جامع  بانکداری اسلامی.

 

به منظور رفع اختلاط و تزاحم فیزیکی ؟! :

حضور توامان زن و مرد در بعضی مکان ها، ذاتا و بدون توجه به سطح فرهنگی و اجتماعی حاضرین، موجب تماس فیزیکی و اختلاط زن و مرد است. اتوبوس و مترو از جمله این فضاها هستند که تمهید جداسازی زن و مرد (واگن ویژه بانوان در مترو و یک سوم ابتدایی یا انتهایی در اتوبوس) از جمله تمهیدات ضروری و قابل تحسین مدیران بخش های مذکور بوده است.

نوع دیگری از اختلاط مربوط به طرح مسائل شخصی (نوعا جسمی - جنسی) برای نامحرم است که در این مورد نیز ترجیح شارع جداسازی فیزیکی برای حفظ حریم و هم چنین طرح راحت تر مسائل شخصی می باشد. با همین دیدگاه بوده است که تحصیل مردان در رشته هایی مانند زنان و زایمان ممنوع گشته و طرح انطباق با موازین شرع در محیط های پرشکی – هر چند متاسفانه به صورت ناقص- به اجرا گذاشته شده است.

به نظر می رسد عملیات بانکداری و فضای بانک شامل و ملازم هیچ کدام از گونه های اختلاط مذکور نباشد. یعنی اولا به مدد فنآوری های روز (مانند دستگاه های اتوماتیک نوبت دهی)، شلوغی در جلوی باجه ها که منجر به تزاحم و اختلاط فیزیکی زن و مرد می گردد، رفع گریده است و ثانیا نوع مسائل بانکی از گونه ای نیست که طرح آن با نامحرم مستلزم از بین رفتن حریم شرعی باشد. امور معمول بانکی که من از آن مطلعم، مانند پرداخت قبوض، واریز به / برداشت از حساب، وصول چک و مانند آن فاقد ویژگی های جنسیتی می باشند.

اینجا است که فرض ایجاد شعبه ویژه بانوان به منظور رفع اختلاط و تزاحم فیزیکی نیز غیر معتبر می گردد.

 

امکان شرعی عدم استفاده از حجاب و آزادی پوشش ؟! :

تاسیس پارک ها و فضاهای  ویژه بانوان، تجربه موفقی در کشور ما است که در آن زنان مومن و محجبه می توانند بدون نگرانی از وجود نامحرم، آزادانه و بدون حجاب به فعالیت های ورزشی و نشاط آور بپردازند. سال ها است که در آموزش و پرورش نیز گروهی موافق "محرم سازی مدارس" به گونه ای هستند که دختران دانش اموز بتوانند بدون زیرپا گذاشتن مسائل شرعی، با پوشش متعارف (بدون حجاب) به فعالیت بپردازند که البته این طرح مخالفینی نیز دارد.

بدیهی است که ایجاد محیط های ویژه بانوان برای ورزش، فعالیت های بدنی و امور نشاط آور، مورد تاکید شرع بوده و از افتخارات جامعه اسلامی و مورد نیاز و به تعبیری آرزوی بانوان مومن می باشد.

به راستی آیا تاسیس بانک ویژه بانوان نیز در این چهار چوب می گنجد؟! آیا حضور کوتاه مدت (به طور میانگین کمتر از نیم ساعت) در بانک قرار است با این روش بدون حجاب و آزادانه انجام شود؟! آیا حجاب معمول زنان متدین مانع از انجام صحیح امور بانکی بوده است؟!

بعید به نظر می رسد که جواب منطقی به پرسش های طرح شده، مثبت باشد. بنابراین فرض مذکور نیز به عنوان یکی از اهداف ایجاد شعب ویژه بانوان غیر قابل پذیرش می باشد.

 

برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف ؟!:

در فرمایشات یکی از مقامات مذهبی حاضر در مراسم افتتاح شعبه مذکور، به این نکته اشاره گردیده بود که ایجاد این شعب، اقدامی نمادین برای گسترش فرهنگ حجاب و عفاف می باشد.

نگارنده این سطور علی رغم تلاش فکری بسیار موفق به درک ارتباط ایجاد شعب مذکور با گسترش فرهنگ حجاب در جامعه نگردید. آیا به راستی این شعب دارای تاثیر فکری در رفتار افراد سست حجاب بوده و آنان را تشویق به رعایت حجاب می نماید؟! آیا شعب مذکور نوعی ترویج مثبت و بیانگر مزایای حجاب و عفاف می باشد؟!

تا آنجا که من با مخالفین فکری حجاب و افراد ولنگار در رعایت حجاب شرعی برخورد داشته ام، دلیل اصلی بدحجابی آنان "عدم اقناع فکری"، "بی اطلاعی از قوانین شرعی و الزام قرآنی حجاب"، "بی اعتقادی به رعایت دستورات دین" و مانند آن است و بنابراین ارتباط افتتاح شعب ویژه بانوان با مشکلات مذکور منطقا منتفی است.

 

در پایان مجددا تاکید می نمایم که :

الف) لازم است دیدگاه مدیران و مجریان، در خصوص پسوند "اسلامی" با فرمایشات صریح و سیره عملی حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری و بزرگان نظام اسلامی هماهنگ گردد و از اجرای سطحی و سلیقه ای فعالیتها ذیل عنوان اسلامی سازی جدا پرهیز شود.

ب) به صورت خاص در مورد بانکداری اسلامی، تاکیدات مراجع عظام تقلید برای حذف واقعی ربا از سیستم بانکی و شرعی سازی فرآیندهای بانکی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

ج) جداسازی مثبت جنسیتی و پرهیز از اختلاط زن و مرد مورد تاکید نویسنده بوده ولی به نظر نگارنده، شعبه های بانک از مصادیق اختلاط فیزیکی و کلامی زن و مرد  نمی باشد.

 

بعدالتحریر:

1- " آقای حداد عادل هی به من می گند این رو نگو، ولی خب من می گم: اون ممه رو لولو برد!" .... "اصلا شما کی هستید؟ اصلا چی ِ کی هستید؟" .... چرا اینجوری شد؟! چرا ادبیات presidntial کارش به اینجا کشیده است؟! نمی دانم...!

2- قابل توجه خوانندگان محترم مسیحی، زرتشتی، یهودی و خوانندگان غیر محترم و ناخوانده بهائی، قسمت نظرات برای تبلیغ فرقه های مجعول و شبهه افکنی نیست. اگر واقعا سوال دارید ای میل بزنید یا از متخصصین اسلام شناس بپرسید.

3- توهین به خودم را جائز می دانم و نظری را به این دلیل حذف نمی کنم. ولی کوچکترین بی احترامی به پیامبر و ائمه معصومین تحمل نمی کنم.

4- چند نوشته آماده دیگر هم دارم که اگر باز هم حاضر به انتشار نشوند، اینجا می گذارم

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !

/ 19 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم

امیدوارم حرف مرا به این حساب نگذارید که اعتماد به نفس برخورد با آقایان را ندارم .. اگر در اطراف تان خانم مقید به حیا دیده باشید حتما متوجه شده اید که این گروه از خانمها ترجیح می دهند مانند بانوی دو عالم حتی المقدرو کمتر با مردان برخورد داشته باشند .. شاید انجام امور بانکی در دنیای امروز با مشغله ای که مردها دارند برای ما خانمها اجتناب ناپذیر باشد ولی قطعا دوست تر می داریم که پشت باجه یک خانم کار ما را راه بیندازد ، نه یک آقا

یه دوست

در ماه مبارک روزه نوشتن گرفته اید؟

یه نامسلمون از نظر شما

بابا شما چقدر گیر میدید

کاظم شهریاری

سلام . آقا مطالبت ترکوند منو از خنده ! مخصوصا متکی ! با این که خیلی از خبرش گذشته بود ! عالی بود قلمت . حتما بازم بهت سر میزنم امیر علی جان [گل]

دخترمهتاب

ما دوست دولت و ملت اسرائیل هستیم!!! به روزم

امیرحسین

آقا شما خیلی دمت گرمه ها! دمت گرم و سرت خوش باد.

ادموند

عجیبه! من که هرچی نگاه میکنم میبینم دارم توی زمین شما توپ میزنم! تعبیرتون از مسیحیت به فرقه مجعول!! هم جالب بود.. حالا اگه من این حرف رو زده بودم که فریاد واااا اسلاما عرش رو تکون میداد..

ادموند

بله حق با شماست.. اما دیدم بعدالتحریرتون بدل به بُعدالتحقیر شده.. دلم نیامد از تیر و ترکش های بیدریغ شما تشکر نکنم. تشکر

ادموند

بله خب.. 11 شبکه رسمی تلویزیونی تبلیغ اسلام به فارسی که روی هاتبرد هستن اصلا شمرده نمیشن.. اما یه دونه رادیو (که تبلیغاتی نیست و به کسی نمیگه بیا مسیحی شو.. و به خواندن و تفسیر انجیل بسنده میکنه)؛ به معنی رسانه های بسیار زیاده! انصاف شما رو شکر.. ضمنا من هم تبلیغ چیزی رو نکردم.. اینجا بخش نظرات بود.. وقتی یه وبلاگ ایجاد میکنید؛ همه میبینن و میخوننش.. مگه اینکه بر سردرش بنگارید ورود افرادی که به هر چیزی جز آنچه من می اندیشم بیاندیشند؛ اکیدا ممنوع. از افکار من و شما در چنین جای کوچکی شروع میشه؛ و در نهایت میرسه به تشکیل گروه هایی که برای دگراندیشان و دگرباشان مذهبی حتی حق زیست هم قائل نیستن. قتل های زنجیره ای هم سند روشنش. لپ مطلب: چشم! امر شما رو اجرا میکنم.