بالا زدن آینه وسط !

قبل التحریر:

نقل است که در سنوات ماضیه، در یکی از روستاهای میهن عزیزمان، بارانی شدید باریدن گرفته بوده است و در پی آن سیلی خروشان جاری گشته بوده و از دامنه کوه به پایین سرازیر بوده است.

روستایی ساده دلی روی امواج خروشان آب، پوستین بزرگی می بیند و با خود حساب می کند که چه خوب خواهد بود اگر پوست را از آب بگیرد و با آن برای خود لباس مناسبی دست و پا کند که در زمستان از گزند سرما در امان باشد و ... – از همان خیال پردازی ها که معمولا ما می کنیم، که اگر بشود با پولهای صندوق ذخیره ارزی کار زیربنایی کرد و ...-

القصه، روستایی ساده دل ما، خودش را به آب می زند و با هزار زحمت دستش را به پوستین بند می کند، غافل از آنکه پوستین مذکور، اصلا پوستین نیست و فی الواقع خرسی است در آب شناور! خرس بیچاره هم که فکر می کند روستایی برای نجات به کمکش آمده، چهار چنگولی مرد را می چسبد و رها نمی کند. پیرمرد بیچاره هم توان رهایی نداشته است و با آب پایین می رفته است.

مردم همیشه در صحنه روستا که این حالت را می بینند، فریاد می زنند که: "آهای مشدی! پوست را ول کن! جانت را نجات بده!" از آن طرف مشدی بیچاره هم فریاد می زند که: "بابا ما پوست را ول کرده ایم، پوست ما را ول نمی کند!"

حالا حکایت ما است! ما سیاست را ول کرده ایم ولی سیاست ما را ول نمی کند . اینجور مواقع مجبور می شویم چیزکی بنویسیم تا رهایمان کند ولی بعد از آن هرچه به برادران و خواهران ایمانی می گوییم که ما سیاست را ول کرده ایم، سیاست ما را ول نمی کند، کسی باور نمی کند

این مقدمه طولانی را نوشتم که کامنت دانمان کمتر فحش دان شود و دوستانی که من باب عمل به تکلیف ناسزا می گویند، بدانند که نویسنده این پست مسلوب الاختیار بوده و جهت رهایی از خرس سیاست –که سالها به اشتباه پوستین پنداشته بود- این مطالب را قلمی کرده است.

 

خبرگزاری جهان (جهان نیوز)، چهارسنبه 26 خرداد 1389، کدخبر: 104598

 

طیبه صفایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با خبرنگار جهان گفت: شاید از برخی سخنان آقای احمدی نژاد، عدم اعتقاد کافی به عفاف و حجاب برداشت شود اما به واسطه برخی رفتارهایی که از رییس جمهور دیده ام مطمئنم حجاب و عفاف زنان از دغدغه های جدی رییس جمهور می باشد.
وی در این زمینه خاطرنشان کرد: یکی از این رفتارها که می توانم اشاره کنم این است که چندین بار که من به همراه همسر رییس جمهور در اتومبیل بودیم و رییس جمهور هم حضور داشت، ایشان به لحاظ حفظ شئونات از راننده می خواستند که آینه وسط را بالا زده تا چهره مسافرین صندلی عقب در آینه دیده نشود.
این نماینده مجلس در ادامه توضیح داد که رئیس جمهور از راننده خود خواسته بودند که هر وقت یک یا چند زن سوار صندلی عقب خودرو  می شوند، آئینه وسط را بالا بزند.

 

عرض شود که این خبر مرا به یاد جمله ای از استاد بزرگوار شهید مطهری در کتاب انسان کامل انداخت. استاد شهید – منظور پدر علی مطهری، منافق بی بصیرت کور دل اهل نفاق ضد انقلاب است-  می فرمایند:

 

باباطاهر در یکی از اشعارش می گوید:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد... که هر چه دیده بیند دل کند یاد

 

تا اینجا درست است ، ولی بعد می گوید :

 

بسازم خنجری نیشش ز فولاد ... زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

هر چه می بینم دلم می خواهد ، برای اینکه دل را راحت کنم ، یک خنجر می خواهم که با آن خود را کور کنم تا دلم راحت شود . خوب ، یک چیزهایی را هم می شنوی و باز دلت می خواهد ، پس یک

خنجر هم باید در گوشهایت فرو کنی ! اخته هم که قطعا باید بشوی تا خودت را راحت راحت (!) کرده باشی ! بعد می شوی " شیر بی دم و سرو اشکمی " که مولوی در مثنوی نقل می کند .

عجب انسان کاملی ، باباطاهر درست کرده ! انسان کامل باباطاهر ، دیگر خیلی عالی می شود ! انسانی که نه دست دارد ، نه پا دارد ، نه چشم دارد ، نه گوش دارد و هیچ چیز دیگری (!) هم ندارد ! ما از این نوع دستورالعمل ها و اخلاق های ضعیف پرور و دنی پرور در گوشه و کنار ادبیات خودمان زیاد داریم ، ولی باید توجه داشته باشیم که بشر اشتباه می کند و همیشه در حال افراط و تفریط است.

(متن قرمز رنگ بالا عینا نوشته استاد شهید مطهری است)

 

و اما در مورد بالا زدن آینه وسط!

با این استدلال که راننده ممکن است از آینه سرنشینان عقب را نگاه کند پس لازم است تا آینه را بالا بزند، لابد باید آینه های بغل را هم بالا زد! چون بالاخره موقع سوار و پیاده شدن سرنشینان عقب از آینه بغل هم چیزهایی پیدا است. با همین استدلال در گوش آقای راننده هم باید پنبه چپاند، چون ممکن است به حرف های سرنشینان عقب هم گوش بدهد. همن جور اگر پیش برویم مطابق فرمایش استاد مطهری، اصلا باید راننده را راحت راحت کرد.

آخر شما را به خدا انصاف دهید که این چه جور استدلالی است؟! اگر راننده مذکور خدای نکرده نظرباز و به قول عوام هیز است که باید عذرش را خواست! اما اگر راننده مورد اعتماد است و سرنشینان هم اهل حیا و عفافند –که هستند- پس چه جای صدور این دستور العمل ها؟!

روی سخن من البته با آقای رییس جمهور نیست. چه ایشان بارها در عمل ثابت کرده اند که اهل پذیرش انتقاد و نظر مخالف نیستند، روی سخنم با کسانی است که این فعل غلط را دلیلی بر اهل حیا بودن رییس جمهور می آورند.

آیا این نوع دستورالعمل ها انسان را به یاد دربار قاجار و خواجه ها نمی اندازد؟!

انصافا عفافی که اسلام عزیز مطرح کرده و بر مبنای عقلانیت و تقوی است، این گونه است؟

این رفتار مشابه "دورباش! کور باش!" زدن جارچیان هنگام عبور زنان شاهان از بازارها نیست؟

این کارها وارونه کردن پوستین اسلام نیست؟

 

چه گویم که ناگفتنم بهتر است! قضاوت با شما !

 

بعد التحریر:

1- از راننده محترم آقای رییس جمهور صمیمانه عذر می خواهم و حلالیت می طلبم!

2- ما که هرچه سعی کردیم، نفهمیدیم چه جوری می شود آینه وسط را بالا زد، لابد منظور کندن آینه وسط از بیخ بوده است!

3- دوستانی که قصد ناسزا گویی دارند، فراموش نکنند که حضرت امام (ره) در خصوص استاد مطهری فرموده اند: "آثار قلم و زبان او بی استثنا خوب است!" اگر خواستید ناسزا گویید، به علی مطهری که مصداق خواص بی بصیرت است و باید چشمش را از کاسه در آورد ناسزا گویید. فرمود: پسر نوح با بدان بنشست، سگ اصحاب کهف آدم شد!

4- مطلب بعدی – بدون حرف پیش- انشالله در اعتراض به افتتاح بانک ملی شعبه بانوان خواهد بود.

5- قابل توجه مقام محترم ریاست دفتر رییس جمهور: حبیب و معین و بیژن مرتضوی هستند، جمع شان هم جمع است، گلشان کم است که محمد خردادیان باشد! زحمت دعوت او را هم تقبل فرمایید!

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !

/ 17 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شخصی نویس

بسم الله سلام نگفتم نوشته تون خزعبله... گفتم نحوه استدلال و نتیجه گیریتون... "ص" و "س" بیخ همن تو کیبورد(و ذهن ما شاید!) برادر بزرگ و بزرگوار هر آدم منصفی میتونه تشخیص بده نوشته شما از جنس انتقاده یا چیز دیگه... البته باید اذعان کنم با خوندن یه مطلب نمیشه حکم داد... ولی سیر نوشته هاتون رو عرض کردم... میگیرین که؟... ضمنا اون بحث "ولی" رو به من جواب ندادیدا... انصاف و وجدانتون رو قاضی کنید ... نظر حضرت آقا رو اگه ملاک بدونیم به عنوان "متر"، نوشته های شما با این "متر" چه سنخیتی داره؟ باقی بقایتان جانم فدایتان(اینو واقعا گفتما! هیچکدوم از اونوریا اینقدر دوست ندارنا!) یاعلی-ملتمس دعا

یه نفر

اقا میثم این شعر رو همیشه یادت باشه: انکس که گنه نکرد چون زیست بگو ناکرده گنه در این جهان کیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی ژس فرق میان من و تو چیست بگو من نمیگم ایشون خوب کار کرده ولی بهت توصیه میکنم تیتر روزنامه های اصلاح طلب 84 تا 88 رو بخون تا ببینی کی داره میجنگه کی داره دفاع میکنه افکاری که اقای احمدی ن}اد داره افکار بسیار خوبیه که قبلیام میخواستن اجرا کنن ولی نتونستند حالا نمیزارن این بنده خدا اجرا کنه

میثم

1- "نمیزارن" نه و "نمیذارن"! 2- دیگه بعد از این همه مدت اظهر من الشمسه که افکار ایشون لیبرالیستی است. امثال من و شما هم به زور خودمون رو گول میزنیم که ایشون ولایی است و چه و چه.... ته دلمون هم از کاراش رانجیدیم ها ولی تعصب بیجا و پیروی کورکورانه چشم ما رو به روی حقایق بسته. 3- شما خودت ادبیات گفتاری ایشون رو از سال 84 تا الان با هم مقایسه کن. دو تا ادم کاملاً متفاوت می بینی. آدمی که در طول زمان قلب ماهیت کرده، البته به نظر من قلب ماهیت نبوده و آشکار شدن ماهیت طی زمان بوده. اون سادگی و خلوص و فروتنی در کلام تبدیل شده به تفرعن و غرور. این همه "من! من!" گفتن و "من میگم که چنین بکنند و چنان بکنند" ... 4- چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا 5- در مورد افکار باید بگم که اولاً یکی از افکار منحط ایشون "توهم توطئه" است. "ما می خوایم کار کنیم ولی نمیذارن" عجب! شما مگه نفر دوم مملکت نیستی؟ چرا نمیذارن؟ شما مگه تمام ارباب و اسباب قدرت رو در دست نداری؟ ثانیا ایشون اعتقادی به کار گذشتگان هم ندارند، همه چیز رو با

آیینه

چی بگم..یه زمان نوشته هاتون رو اعصاب بود حالا نظراتتون[کلافه]...واقعا بعضی نظرات حال ادم رو بد می کنه...اخه چه قدر ساده دلی و ساده اندیشی.. واقعا راهی نداره اون پوستینه ولتون کنه؟

راه میانبر

1. معین بنده خدا حضورش در ایران رو رسما تکذیب کرد. آهنگ های حبیب هم هیچکدوم شش و هشت نیست که بتونه به محمدخردادیان فاز بده. 2. مثال خرس و روستایی بسیار مثال خوبیه، ولی دلیل نمیشه سیاست، خرس باشه و شما اون روستایی. 3. با چارچوب کلی نوشته ت موافقم.

حجازی

آینه چو بنمود نقش تو راست خود شکن آیینه شکستن خطاست ت بده

آیینه

منظورم بیشتر نوشته هاتون تو قسمت نظرات وبلاگ خودم بود...اسناد رو اعصاب بودنشان هم موجوده[لبخند]

محمد

در مورد سوالت كه گفتي كفن پوشان كجاند؟ عارضم كه چند سالي ميشه كه به طهرون رسيدند و جمال اين شهر فرنگ چشم اونها رو گرفته و نه عزم به برگشت دارند نه جانفشاني كه كفن به تن كنند مگه كسي بخواد اونها رو از اين شهر فرنگ بيرون كنه كه اون موقع يحتمل باز هم خاطراتت تجديد بشه...

قطره

سلام بابت همه ی راهنمایی های خوبتون ممنونم... ما رفتیم و برگشتیم و این جا اتفاق جدیدی نیفتاده!...