هر کی ناموس نداره، ماشین رو پل می ذاره!

از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان که خانه ما درست درکنار یک نانوایی واقع شده است. 10 سال است که ما در این خانه ساکنیم و 9 سال از این 10 سال را گرفتار یک نانوایی بودیم!

ماجرا این است که صف این نانوایی به دلیل شهرت منطقه ایش، همیشه خدا فوق العاده  شلوغ است و مردمی که در صف هستند لطف می کنند و ماشینشان را غالب اوقات مقابل پارکینگ ما رها می کنند و ...

 

در تمام 9 سال گذشته، من هر وقت برای خروج از پارکینگ یا ورود به آن با ماشین مزاحمی مواجه می شدم، شبیه به یک آدم فرهیخته – این وصله ها به ما نمی چسبدها! عرض کردم شبیه – مقابل  نانوایی می رفتم و با صدای نه چندان بلندی، بارها و بارها از افراد ایستاده در صف می پرسیدم که: "ماشین x رنگ y، که مقابل پارکینگ توقف کرده، مال شما است؟"

 

در تمام 9 سال گذشته، با رفتارهای مشابهی مواجه بودم. غالب اوقات هیچ کس جواب نمی داد و بیشتر افراد نگاهشان را بر می گرداندند تا حتی مرا نبینند! در پایان و بعد از 5 الی 10 دقیقه هم معمولا یکی از افرادی که من چند بار از مقابلش رد شده بودم از نانوایی می آمد ونانش را در ماشین می گذاشت و می رفت! بدترین گروه ااین مزاحمان، معمولا خانمها بودند ! خیلی دیر می آمدند و وقتی می آمدند با صدای "ایش و فیش! " به سختی ماشینشان را جابجا می کردند. از خدا که پنهان نیست، چند باری هم ما متهم به مزاحمت برای خانمها شدیم!

 

در این 9 سال، بارها اندیشیدم که چرا باید چنین برخوردهایی صورت گیرد؟ چرا باید من محترمانه از افراد خواهش کنم که رفع مزاحمت کنند و آنها طلبکارانه و بی ادبانه رفتار کنند؟! چرا من مانند آنها و با لحن آنها صحبت نکنم؟ هر بار هم خودم را گول می زدم که: "به هر حال باید فرقی میان تو و آنها باشد، به این جهل و نادانی باید پایان داد،  ..."

 

این ماجرا ادامه داشت تا ایام انتخابات پرشکوه ریاست جمهوری، از آن موقع بر من مسجل شد که "نرود میخ آهنین در سنگ!" در جامعه ای که اکثریت، زبان و عقاید و افکار کمابیش مشابهی دارند، نمی توان در خلاف جهت شنا کرد و امیدوار بود که بتوان آنها را تحت تاثیر قرار داد. این بود که رفتارم در خصوص مزاحمین نانوایی عوض شد. اگرچه همواره خط قرمزها را رعایت می کنم، مثلا هیچ وقت دشنام و ناسزا بر زبان نمی آورم، ولی دیگر از آن رفتار شبه روشنفکرانه و محترمانه خبری نیست. با قوم به زبان قوم سخن می گویم.

 

این روزها اگر ماشینی روی پل باشد، با فریاد راننده را صدا می زنم. این جوری:

-آ ی ی ی ی ی ی ! راننده این سمند سفید کجاست! این سمند سفید بی صاحبه؟

و بعد اگر صاحبش نیامد، کوبان روی سقف ماشین :

- پنچر کنم؟ این صاب مرده صاحاب نداره؟! .....

 

این روزها همان آدمهای دیروزی، فی الفور سر می رسند و معذرت خواهان ماشینشان را بر می دارند. از "فیش و ایش" معمول خانمها هم خبری نیست! تعداد مزاحمین هم به طرز محسوسی کم شده. طوری که بیشتر وقتها بدون مزاحم می شود به پارکینگ رفت.

دوست عزیزی می گفت: "اگر می خواهی هیچ کس روی پل پارک نکند، یک اطلاعیه به این مضمون روی پل نصب کن: هرکی ناموس نداره، ماشین رو پل می ذاره!"

 

بعدالتحریر:

1- آرنوش عزیز در اصلاح اشتباه من بسیار موثر بوده است. یکی از کسانی که بارها در عمل به من آموخت که با قوم باید به زبان خودشان سخن گفت و مشابه خودشان رفتار کرد، آرنوش بود. آدم روشن فکر و فرهیخته ای که زبان قوم را خوب بلد است و همیشه در مراوده با آنها موفق است. ممنون آرنوش جان! حق با تو بود! من اشتباه می کردم!

2- دوستانی که دستی از دور بر آتش دارند، کامنت خواهند گذاشت که: پس فرق ما و دیگران چه می شود  و باید روی دیگران تاثیر گذاشت و اینها! برادر و خواهر عزیز! شما هم اگر 10بار، 100 بار، وقتی کار فوری داشتی،  با رفتارهای بی ادبانه و تاخیرهای طولانی دیگران موجه می شدی، همین کار را می کردی! تازه من که مانند آنها نشدم! من هیج وقت مقابل پارکینگ کسی پارک نمی کنم!

3- به فضای حاکم بر نمایشگاه مطبوعات مراجعه شود! فرهیخته مطبوعاتی ما میله ای را روی زمین می کشید تا نوکش تیز شود، پرسیدند: "می خواهی چه کنی؟!" گفت: "می خواهم بزنم توی سر کروبی!"  (به نقل از خبرگزاری های رسمی! )

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا !

/ 27 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قنبر

خدمت جناب ازسر زمین دور عرض شودکه: کسی هم از حضرتعالی انتظار نقد نداشت!!چرا؟ چون کسی که در عرصه فرهنگ قائل به چماق و زور و ادبیات قلدری است طبیعتا فاقد منطق صحیح و عقلانیت است,چه رسد به اینکه بخواهد نقدی ارائه کند. از شما و امثل شما,همین هوچی گری و مسخرگی و قلدری و اردوکشی و...انتظار است که نمایش می دهید. البته جمله(عدم ارزش نقد داشتن نوشته ای)خود نقدی است برای خودش!! موتورمان هم صحیح و سالم است,شما غصه نخور! اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

قنبر

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=39383 1-محض اطلاع جنابعالی که ببینید چطور به وصیتنامه امام عمل شد. 2-آقای... هرچه هم که باشد مانند آقایی...مجیزگوی دول استکباری و بلغورکننده نظریات غربیان در سازمان ملل نیست.

مهتاب

سلام! پاسخ هاي شما را كه مي‌خوانم نا اميد مي‌شوم... شما از جاده انصاف دور شده ايد. به هر وسيله‌اي كه شده مي‌خواهيد كساني كه نظري مخالف شماست را سركوب كنيد. مثلا با جملات ميخ دار و چكشي خاص خودتان... من فقط اينجا يك چيزي مي گويم و آن اينكه معيار حق و نا حق بودن يك آدم و حرفش تاييد ديگران و يا ترك كردن جلسه يا مسخره كردنشان نيست... پيغمبر ما هماني بود كه شكمبه گوسفند روي سرش مي ريختند و مسخره اش مي كردند. حرفش نا حق بود؟ خط كشتان غلط است. تاييد ديگران معيار نيست كه چماقش مي كنيد. متاسفم...

نما

سلام... می خواستم یه معرفی کتاب بذارم تو وبلاگم که در مورد شیخ رجبعلی نکوگویان بود. قبلش که سرچ می کردم به سفرنامه زیارت شما برخوردم(آبان 87) از آشنایی تون بسیار خوش...(وقت و بختم! نمی دونم کدومش بهتره.) اتفاقا منم به تازگی به همین نتایجی که شما واصل گشته بودین داشتم میرسیدم. اما بچه مثبتی دیگه!!! هی یاد اون پیامبر خدا می افتم که یکی بهش رسید و هی فحش داد. اما اون در مقابلش با روی خوش و زبان خوش سخن گفت!!!

راه میانبر

ببینم جلوی در وبلاگت که پارک نکردن. یک مطلب جدید بنویس برادر.

رضا

سلام این لینک رو ببین و نظری درموردش نده! http://www.rajanews.com/detail.asp?id=40478

آیینه

خیال به روز رسانی ندارید انگار![خمیازه]از وقتی من بچه دار شدم دوستان سرشان شلوغ شده به جای من![متفکر]

نما

سلام.چقدر خوبه که همه سرشون شلوغه و وقت به روز شدن ندارن فقط ما نیستیم گفتم یه سلامی بکنم شاید تحریک شین یه مطلب جدید بفرستین.

سلاله

بعد از مدتها دوباره سلام مشغله ها اجازه بازدید نمیداد اما ظاهرا چیزی از دست ندادیم واز پست جدید خبری نیست . حالا برای ما که نه اما برای بد مستی قناریهایی که اینطور از ننوشتن شما سر و صداشون بلند شده یه فکری بکن اخوی !!!!!! تا یادم نرفته پیشاپیش عیدتون مبارک

سینرژی

سلام اعتصاب کردی؟ روزه سکوت گرفتی؟ فکر می کردم در مورد هدفمند کردن یارانه ها بنویسی.