تا آرنج در دهان افعی! (قسمت اول) (حاشیه ای بر بیماری تازه به دوران رسیدگی)

با توجه به نابسامانی اوضاع اقتصادی و مدیریتی کشور (بخوانید اوضاع شتر گاو پلنگ و شیر تو شیر سی و چند سال اخیر) ، بعید می دانم که تا به حال با تازه به دوران رسیده ها برخورد نداشته باشید.
تازه به دوران رسیدگی، یک بیماری است. یک بیماری به نظر من لاعلاج و یا الاقل بسیار صعب العلاج. اما از آنجا که متاسفانه ما فقط بیماری های جسمی را بیماری می دانیم، به سادگی از کنار این مرض رد می شویم. مرضی که بی اغراق من آن را در حد ایدز یا با یک درجه تخفیف در حد هپاتیت B می دانم.
مصاحبت، هم نشینی، رفت و آمد، گفتگو، مسافرت و اصولا هر گونه تماسی با افراد تازه به دوران رسیده، رنجی است بس عظیم و عذابی است بس الیم! تا آنجا که پیامبر اکرم؛حضرت محمد مصطفی (ص) خطاب به امام علی (ع) فرموده اند:
اى على! اگر دست خود را تا آرنج در دهان افعى کنم، برایم
خوشتر است تا از تازه به دوران رسیده چیزى بخواهم.  (من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص )
حضرت حافظ نیز بسیار خوش فرموده اند که: یا رب مباد آن که گدا معتبر شود!

از آنجا که اینجانب، تماسی مستمر و مداوم با این بیماران دارم، تصمیم گرفتم تا نسبت به شناخت این بیماری و علائمش منتشر کنم، باشد که رندی از میان برخیزد و راه علاجش را هم معرفی نماید. بدیهی است که آنچه اینجا می نویسم، نظر شخصی من 1است و احتمالا مورد تایید هیچ روانشناس و جامعه شناس و چیزهای دیگر شناسی هم نیست.

- تعریف رسمی تازه به دوران رسیدگی:
تازه به دوران رسیدگی عبارت است از دستیابی سریع (یک شبه) به ثروت فراوان بدون طی مسیرهای مشروع ، بدون کسب شایستگی های لازم و بدون داشتن ظرفیتهای مورد نیاز

- تعریف لُری تازه به دوران رسیدگی:
آدمهایی که از راههای غیرقانونی (یا حداکثر شبه قانونی)، با زد و بند، مال مردم خوری، کلاهبرداری، سواستفاده از بیت المال، اغفال خلق الله و...، از طبقات اجتماعی پایین و سطوح درآمدی کم، ناگهان به مال و منال هنگفتی می رسند، رفتار زننده و وقیحانه ای از خود بروز می دهند که عوام آن را ندید-بدید بودن می نامند.

- نکته:
هر پولدار شدن سریعی، لزوما بد نیست و فرد زود-پول دار شونده، الزاما تازه به دوران رسیده نیست. به عنوان مثال شخصی که یک ایده و فکر خوب را به ثروت تبدیل می کند و ما به او کارآفرین می گوییم، تازه به دوران رسیده نیست. نکته اصلی همان است که در تعریف تازه به دوران رسیدگی آمد. یعنی: بدون کسب شایستگیهای لازم! تازه به دوران رسیده، معمولا هیچ هنری ندارد. نه از سطح سواد خوبی برخوردار است، نه مدیر خوبی بوده، نه ایده ای داشته که منجر به کارآفرینی شود، نه شمّ اقتصادی خاصی داشته و نه هیچ چیز دیگر!
پولدار شدن اینجور آدمها، در واقع همان ابوعطا خواندن ناشی از سربالارفتن آب است. سربالارفتن آب هم در مملکت ما بسیار جاری و ساری است. تغییرات یک شبه اقتصادی، فساد شدید مالی در دستگاههای دولتی، باری به هر جهت بودن سیاستهای پولی و مالی و در یک کلام بی حساب و کتاب بودن وضعیت کشور، همان سر بالار فتنی است که قورباغه های ابوعطاخوانش، همین تازه به دوران رسیده ها و یک شبه پولدار شده ها هستند.

ذکر علائم رفتاری و تظاهرات بالینی این بیماری، به شرط توفیق خدا و بقاء بماند برای قسمت دوم.

توضیح 1- کارشناس محترم شبکه خبر، بعد از اینکه توسط یک کارشناس سیاسی افغانی به گند کشیده می شود، در پی "خاله نرگس" بازی بر می آید و به مثابه "روشن کردن ماشین لباس شویی"، می گوید:" البته این نظر شخصی آقای فلانی بود!" خب پدر بیامرز، در همه جای دنیا حرفهای هرکسی، بیانگر نظرات شخصی خودش می باشد. معدود افراد قرقره کننده سخنان دیگران را فاکتور بگیریم.
حالا حکایت ما است! گفتم که تازه به دوران رسیده ای کامنت نگذارد که: اینها که گفته ای نظر شخصی است!

بعد التحریر:
1- عید فطر را به همه تبریک نمی گویم! فقط به آنهایی که درکش کردند و حرمت میهمانی را نگاه داشتند تبریک می گویم. بدیهی است که خودم مشمول این تبریک نیستم.
2- از صمیم قلب آرزو دارم بی شعور تازه به دوران رسیده ای که اوقات خوش تعطیلاتمان را خراب کرد، اینجا را بخواند. افسوس که حتی توانایی انجام این کار را هم ندارد.
3- "بی شعوری" ای که در بند قبل گفتم، به هیچ وجه ناسرا نیست. آن هم یک بیماری لاعلاج دیگر است که محمود فرجامی (م.ف. سخن) کتابی با همین عنوان (بی شعوری) درباره اش نوشته است که اگر خدا خواست در مورد این بیماری و این کتاب هم خواهم نوشت. تقریبا همه تازه به دوران رسیده ها، بی شعور هم هستند!

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا! 

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راه میانبر

خوشحالم که بعد از مدت ها دوباره طنزت گل کرده و ناراحتم که چقدر اذیت شدی که این چشمه ذوق دوباره جوشیده. بی صبرانه منتظر ادامه مطلب هستم.

آیینه

تازه به دوران رسیدگی لزوما مالی نیست.یکی جنبه پست و مقام را ندارد یکی جنبه تحصیلات عالی را و دیگری جنبه ازدواج با طبقه با فرهنگ تر را...همه این بی جنبه ها نشانه هایی از تازه به دوران رسیدگی دارند.

هستی

به نظر من تنها راه مقابله با افراد تازه به دوران رسیده بی اعتنایی هستش یعنی من تو را اصلا نمی بینم تا بخوام دوران تازه زندگیت را هم ببینم به جای حرص خوردن از بابت این گونه افراد کافیست از کنارشان رد شد و گفت خدا بیشتر بدهد و خدا هدایتش کند همین و بس نه خود را ناراحت کنیم نه بد دیگری را بخواهیم اگر حلال باشد که نوش جانش اگر هم حرام که خودش میداند و خدای خودش

از سرزمینهای دور

آقا اینا که قرمز کردی، چیه؟! دور از جون فحشه...؟ :))

يك شهروند

salam با مطلب: "آغاز جنگ سوم جهاني در 22 سپتامبر1980 " به روزم: «ما بايد به شدت هرچه بيشتر انقلاب خود را به جهان صادر کنيم و اين طرز فکر را که قادر به صدور انقلاب نيستيم، کنار بگذاريم؛…البته اينکه مي‌گوييم انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معني غلط را از آن برداشت نکنند که ما مي‌خواهيم کشورگشايي کنيم...معني صدور انقلاب اين است که همه ملّت‌ها و همه دولت‌ها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتاري نجات بدهند.»

راه حلش اینه که شل کنی و لذت ببری. البته میدونم سانسور می کنی ولی واقعا راهش اینه. می گی نه متون ادبی گذشتگان رو که مرور کنی با ادبتر همین رو گفتند.

فکر کنم شما با تمام وجود رفتيد توي دهان افعي!!! نه فقط تا آرنج! بابا بنويسيد ديگه!

امیرحسین

حالا این ها که گفتی به کنار من کسانی را می شناختم که تازه به دوران رسیده فکری بودند. می فهمی یعنی چه؟ آدمهایی که مطلقا در زندگی کتاب نخوانده بودند یا اگر خوانده بودند به گونه ای بیمار گونه و هذیان مانند و البته با هدف کسب ادعا؛ این ادمها دور از جان شما دیگر نه کتاب را به رسمیت می شناختند و نه قلم را و یک شبه با زدن یک عینک نمره صفر به در تالار های دانشکده راه می رفتند و تز و انتی تز از خود در می کرد. آقا این قبیل مواجهه با تازه به دوران رسیدگی زجر آور تر است.

زهرا

سلام.يك حديث خوندم كه: با انسان مغرور با غرور رفتار كن كه اين كار غرور انها را مي شكند.... در مراسم جشني كه به خاطر ايتام برگزار شده بود براي كمك رفته بودم كه يك بي سواد تازه به دوران رسيده كه فاميل دور بود و البته هميشه به پدرم كه پزشك ومتخصص هست حسودي مي كرد علنا شروع كرد به متلك گفتن كه ما ميلياردر هستيم و شما معمولي و... من واقعا جا خوردم از اين همه جسارت . جواب خاصي ندادم ولي قيافه ام يك طوري شد كه اين رو به طرف مي فهموند : چرا چرت و پرت مي گي؟پير شدي الزايمر گرفتي ؟يا...[سوال] و اتفاقات ديگر گه كار خدا بود!!چون خودم بلد نبودم حال طرف رو بگيرم. اون جشن براي امام زمان بود و يه جوري شد كه طرف از كارش پشيمون شد و به شدت ضايع و عصبي شد!!! به شدت مذهبي هستم و كاملا اعتقاد دارم چون به خاطر امام زمان و خدا رفته بودم خدا دشمنم رو ذليل كرد كه اگر اينطور نمي شد دلم مي شكست...

با سلام من دنبال تجزیه و تحلیل موضوع تازه به دوران رسیدگی از منظر جامعه شناسی می گشتم ولی آنچه شما نوشته بودید دردی بود که من و شما مشترکا زجرش را چشیده ایم.