فقط همین!

بعضی وقتها آدمیزاد طوطی وار یک جمله را از بزرگی نقل می کند بدون اینکه حسش کند یا معنیش را بفهمد. یکی از این جملات که بارها و بارها شنیده ام و شنیده اید و گفته ام و گفته اید، جمله ای است از معلم انقلاب، دکتر علی شریعتی. به این مضمون که: حرفهایی هست برای گفتن و حرفهایی هست برای نگفتن.....

 

هیچ وقت معنیش را نمی فهمیدم. اگرچه از این جمله خوشم می آمد و بارها تکرارش کرده بودم اما گواهی می دهم که هیچ تصور درستی از معنایش نداشتم.

 

حالا هم شاید درک درستی از معنایش نداشته باشم، ولی حداقل این است که حرفهایی زیادی دارم برای نگفتن. این که وبلاگ را به روز نکرده ام ناشی از حرف نداشتن نیست. اتفاقا خیلی حرف دارم ولی متاسفانه یا خوشبختانه همه شان حرفهایی برای نگفتن!

 

 حرفهایی برای نگفتن

سالها پیش محمد جمله ای می گفت که این روزها می توانم آن را صحه گذاری کنم. محمد همیشه می گفت: "نسل ما در حال انقراض است!" فکر می کنم حالا واقعا نسلمان منقرض شده است.

 

هر وقت حرفی داشتم برای گفتن، حتما می نویسم برایتان.

 

طوریمنیست، خرد و خمیرم، فقط همین!
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین!
دور از نگاهگرم تو (عج) ای روح زندگی
در دستهای مرگ اسیرم، فقط همین!
امشب صدای هق هقم از مرز شبگذشت
همدرد با کولی پیرم، فقط همین!
چیزی نمانده تا برسد دل به اوج درد
چیزی نمانده بی تو (عج) بمیرم، فقط همین !

 

بعدالتحریر:

مراجعه شود به متن بالا!

/ 29 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شخصی نویس

سلام رفیق امیرعلی توضیح واضحاته... پس از بیانش اجتناب میکنم... از عکست هم حال خوشی دست بداد... اینم یه شعر در راستای احوالاتی که با خوندن اون مطلب حاج آقا منتقل شده بود... دوید تا دم صحن و مسافتش کم شد شبیه حسّ رکوعش، به ناگهان خم شد... چکید روی سفیدی سنگفرش حرم و دید پاکترین چشمه های زمزم شد به سمت پنجره فولاد، دست تا که گشود عقیده اش گره خورد و خوب محکم شد بچرخ تا که طوافم دهی به گرد حرم که باز "حج فقیرانه ام" فراهم شد به فکر رفت که باید طواف هشتم را شکست و مُحرِمِ روی "رضای عالم" شد و لب گذاشت به روی ضریح و با خود گفت: " از این عبادت شیرین،جدا نخواهم شد"... عقب عقب به بالای سر رسید و نشست و بیت آخر او، روضه "محرّم" شد... یازهرا-ملتمس دعا

اسرا

سلام بر تو ای سحر خیز مدینه... سلام. خدا قوت.. آپم اگه خواستین یه سری بزنین به کلبه ی حقیر ما مومن و موفق باشین یا علی

تاملات

خدا قسمت کنه ایشالا همه با هم با نابودی آل سعود بریم مکه ولی حقیقتش وقتش نیست شما خیلی لطف دارید و من لایق آن نیستم

تاملات

آپ شديم

شخصی نویس

سلام رفیق امیرعلی با اجازه شعرت رو بلند کردیم جهت استعمال...! یاعلی

سینرژی

بعد از سه هفته آمدم اینجا بخوانمت چیزی به چنته یافت نشد جز "فقط همین"!!! مجبور می‌شوم که بسازم قصیده‌ای در وصف تنبلی تو با این "فقط همین"

حجازی

سلام به روز نیستید فقط همین!!!!!!!!!!!!!!

ز

سلام امیدوارم هر چه زودتر اقا ظهور کنن و جخان را از این همه ظلم و ستم رهایی بدهند یاد خدا مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت در بین كار گفتگوی جالبی بین آنها در مورد خدا صورت گرفت. آرایشگر گفت:من باور نمیكنم خدا وجود داشته با شد مشتری پرسید چرا؟ آرایشگر گفت: كافیست به خیابان بروی و ببینی مگر میشود با وجود خدای مهربان اینهمه مریضیو درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض اینكه از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و كثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت می دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا این حرف را میزنی؟ من اینجاهستم و همین الان موهای تو را مرتب كردم مشتری با اعتراض گفت: پس چرا كسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند آرایشگر گفت: آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمیكنند. مشتری گفت: دقیقا همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیكنند. برای همین است كه اینهمه درد و رنج در دنیا وجود دارد.