جبران مافات

سلام!
باز گشتم.
دلم برای نوشتن تنگ شده بود. گویا این که می گویند تا خدا نعمتی را از آدمیزاد نگیرد، متوجه قدرش نمی شویم درست است. نوشتن برای من نعمتی بود و هست که محروم شدن از آن برایم تلخ و سنگین بود. خدا را شکر که حکم "ممنوع القلم" شدن نداریم.
این بار اما آمده ام تا به یاری خدا، مستمر و پیوسته بنویسم. برای اولین پست دوران جدید پس از فطرت، ترجیح می دهم غیبت ٣ماهه ام را موجه کنم.
واقعیت این است که در این ٣ ماه،‌ تا می توانستم خواندم.

١- کتاب ٣ جلدی "مجاهدین خلق؛ از پیدایش تا فرجام" کتاب خوبی بود که خواندنش برای شناخت این موجود ناقص الخلقه ای که هنوز وبال گردن انقلاب است،‌واجب به نظر می رسد. اگرچه در نگاه اول، خواندن بیش از ٢۴٠٠ صفحه کار دشواری است، اما بی اغراق کتاب به حدی برایم جذاب و خواندنی بود که هیچ خستگی احساس نکردم.

٢- فلسفه مدتی است ذهنم را مشغول کرده است. همکاری با علی بیگی عزیز که گاهی در شرق می نویسد، غنیمتی است که آدم را ناخودآگاه تشنه فلسفه می کند. هر چه من با مشی دینی و سیاسی علی مشکل دارم، با منش و خلق و خوی فروتنانه اش حال می کنم. در این مدت نیز به راهنمایی او "منطق جدید" ضیاء موحد و "کلام فلسفی" را خواندم. دومی به خصوص کتابی نفسگیر بود که هر شب بی از ۴-۵ صفحه یارای خواندنش را نداشتم.

٣- "جانستان کابلستان "رضا امیرخانی عزیز، یکی دیگر از کتابهایی بود که خواندم. راستش را بگویم به نظرم خواندن فعل خوبی برای کتابهای امیرخانی نیست. نیوشیدن شاید کلام مناسب تری باشد. جانستان کابلستان سفرنامه رضا است به افعانستان. آن هم به همراه همسر و فرزند. با همان رسم الخط همیشگی و لحن صمیمی و بی ریا و البته بی رو دربایستی. اگر خدا بخواهد یک پست اختصاصی در موردش خواهم نوشت.

۴- بر خلاف میلم، کارهای اداری، در ساعات کاری به سرانجام نمی رسید و بارها مجبور شدم در منزل هم وقتم را صرف جیفه دنیا کنم. آن هم صرف کار شرکتی که قطره ای است از دریای وزارت نفت. که خود این دریا یک شبه منحل می شود. لابد به فرموده جن گیری یا رمالی...

شیوه نگاشتنم زین پس،‌ شاید کمی متفاوت باشد. سعی خواهم کرد کوتاه تر بنویسم و صریح تر. برداشتها و مشعولیات ذهنیم احتمالا حجم بیشتری از قبل خواهد داشت. مثل همیشه شنوای نظرات شما برای چگونه و از چه نوشتن هستم.

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

/ 9 نظر / 96 بازدید
میثم

تا نمایشگاه رفتم ولی یادم رفت جانستان کابلستان را بخرم. بعد که برگشتم یادم افتاد. منتظر نوشته های شما هستیم

راه میانبر

1- خوشحالم. 2- دو صد گفته ... نیست! یک مدت مرتب بنویس که باور کنیم برای جبران مافات اومدی.

سلام زیبا بود ممنون.

کوتاه بنویسید, کوتاه

آیینه

شما لااقل فرصت کردی تو این مدت چندتا کتاب بخونی ..من که به همون هم نمی رسم.

از سرزمینهای دور

آقاجان!! اولا که یک: نگفته بودی تو خونه هم کارای شرکتو انجام می دی، وگرنه ما از روی عذاب وجدان هم که شده قدری بیشتر کار می کردیم!! دیما: نگفته بودی مشغول کتابی اخوی...وگرنه می گرفتیم ازت!! سما: کدومیک از همکارامون اینقدر دست و دلبازند؟ بفرمائید ما هم سفارش کتاب بدیم!! باقی زیادت است. زت زیاد!!

از سرزمینهای دور

برادر به شیوه ...س نیوز سوالای ما رو پیچوندی دیگه...؟؟!! باشه آقا...حضورا خدمت می رسیم!

محمد مهدی

یاد عملیات مرصاد افتادم

مهتا

سلام تو رو خدا به منم بگید برای آشنایی با فلسفه چه کتابایی بخونم.مبتدی هستم اما تو کتابخونی رقیب ندارم .